printlogo


تشریح چهار عدم توازن فرهنگی کشور در گفتگوی تفصیلی با حجت الاسلام رسول علی بابایی
اهمیت شناسایی عدم توازن های فرهنگی بیش از عدم توازن های اقتصادی است

گویا اولین نقشه راه تولید الگوی پیشرفت اسلامی برای برنامه ششم توسعه پیوستی آماده کرده است، لطفا بفرمایید در این پیوست چه اتفاقی افتاده است؟
مجموعه اولین نقشه راه تولید الگوی پیشرفت اسلامی برای برنامه ششم توسعه پیشنهادی به عنوان «پیوست الگوی پیشرفت اسلامی برای برنامه ششم توسعه» ارائه کرده است. این پیوست در درون خودش شامل 4 سطح  بحث است.  که به نظر ما اگر این 4 سطح بحث مورد مطالعه و دقت قرار گیرد، درک از الگوی پیشرفت اسلامی یک قدم ارتقا پیدا می‌کند ضمن آن که این پیوست، نوعی نمونه سازی با نگاه الگوی اسلامی نیز محسوب می‌شود.
به عبارت روشن‌تر دوستان ما در یک عرصه مشخص مفاهیم مندرج در الگوی پیشرفت اسلامی را به محصول رسانده‌اند.

چرا شما برای برنامه ششم توسعه نمونه سازی کردید؟ و به سراغ موضوع دیگری نرفتید؟
این سوال بسیار مهم است و الحمدلله که شما  پیش از تبیین پیوست برنامه ششم آن را طرح کردید، البته لازم است عرض کنم که دوستان ما بعد از اینکه نمونه اول را طراحی کردند نمونه سازی دوم را در حوزه تبیین مدیریت شهری با زاویه دید الگوی پیشرفت آغاز کردند؛ که به فضل الهی در آینده محورهای آن را تشریح خواه شد.
لکن پیرامون برنامه ششم توسعه و ضرورت ارائه پیوست مبتنی بر الگوی پیشرفت اسلامی باید عرض کنم که اولا طبق برنامه پنجم توسعه باید این برنامه بر اساس الگوی پیشرفت اسلامی طراحی و ارائه شود که تا آنجا که ما خبر داریم و مسولین دولت فرموده اند، این بند از برنامه پنجم مانند بسیاری دیگر از بنده ها اجرائی نشده است.
ثانیا اکنون 10 سال از طرح گفتمان الگوی پیشرفت اسلامی در کشور می گذرد و چون محور بحث گفتمان الگوی پیشرفت اسلامی ایجاد تحول درحوزه برنامه ریزی کشور است؛ به صورت طبیعی این انتظار ایجاد شده است که الگوی پیشرفت اسلامی چه طرح هائی برای تدبیر برنامه‌ها دارد؟ اگر ما به این انتظار پاسخ ندهیم به تدریج امیدهای ایجاد شده برای تغییر در نظام تصمیم سازی کشور کمرنگ می شود. به عبارت بهتر ما در حال مقابله  با این گزاره هستیم که بگویند: الگوی پیشرفت اسلامی حرف اثباتی برای حوزه عمل ندارد! و بهترین مقابله هم این است که حرف اثباتی الگوی اسلامی پیشرفت برای برنامه ششم را تشریح کنیم. با بررسی پیوست الگوی پیشرفت برای برنامه ششم تا حدی تفاوت حرف‌های اولین نقشه راه تولید الگوی پیشرفت اسلامی با حرف هایی که دیگران به صورت کلی راجع به الگوی پیشرفت اسلامی میزنند واضح می شود. باید غرض نیروهای اردوگاه انقلاب اسلامی این باشد که اثبات کنند؛ الگوی پیشرفت اسلامی از حالت کلی خارج شده و به فضای کاربردی و عملیاتی رسیده است. اساسا یکی از دلایلی که باعث شده جریان توسعه گرا -یا بعضی از دوستان-  احساس کنند که شایدالگوی پیشرفت اسلامی نتواند حرف اثباتی و همه جانبه ای در حوزه برنامه ریزی بزند؛ همین کلی گویی های آقایان درباره الگوی پیشرفت است.
ثالثا معمولا در مواقعی مانند ایام برنامه ریزی فرصتی فراهم می‌شود تا نخبگان کشور بیشتر از سال‌های گذشته به مسئله برنامه ریزی و تفاوت های الگوی پیشرفت اسلامی و توسعه غربی توجه کنند. به عبارت دیگر به علت تلاقی سال نهم گفتمان سازی برای الگوی پیشرفت اسلامی با فصل برنامه ششم فرصتی فراهم آمده است تا کارشناسان کشور با نگاهی موشکافانه تر به بررسی تفاوت های الگوی پیشرفت اسلامی و توسعه غربی بپردازند

بسیار خب اگر موافق باشید به سراغ پیوست پیشنهادی شما برای برنامه ششم برویم، لطفا بفرمایید این پیشنهاد شامل چه موضوعاتی است؟
قبل از تبیین ابعادی از پیشنهاد اولین نقشه راه تولید الگوی پیشرفت اسلامی برای خارج کردن برنامه ششم از بن بست توسعه غربی، لازم است توجه کنیم که پنج دوره برنامه ریزی بر اساس مفاهیم توسعه؛ تأثیرات فراوانی بر زیر ساخت های اداره کشور داشته است؛ که هماهنگ کردن این زیر ساخت ها با الگوی پیشرفت اسلامی -مانند هماهنگ نمودن زیرساخت قانونی کشور با نگاه پیشرفت اسلامی- یکی از لازمه های برنامه ریزی همه جانبه بر اساس الگوی پیشرفت اسلامی است؛ که به تدریج در طول سالهای آینده باید به آنها دست یافت.
مبتنی بر این نگاه واقع بینانه اولین نقشه راه تولید الگوی پیشرفت اسلامی هدف الگوی پیشرفت برای برنامه ششم را «تشکیل هسته های توازن» در نظام برنامه ریزی کشور در طول سالهای اجرای این برنامه می داند. هسته های توازن، نظامی از کارگروه های دولتی و غیر دولتی هستند؛ که  تبیین و تصمیم سازی برای «موضوعات جهت ساز» را متکفل می شوند. بدیهی است که این هسته های برنامه ریز مبتنی بر یک نظریه مرتبط با نظریه مادر الگوی پیشرفت اسلامی کار خود را دنبال خواهند نمود.
توضیح بیشتر آنکه: با توجه به جایگاه غیر قابل انکار موضوعات جهت ساز در ذهنیت جامعه؛ شروع فعالیت های منجر به تغییر برنامه ریزی توسعه گرا باید بر اساس پایه قرار دادن این موضوعات صورت بگیرد. اتکاء به موضوعات جهت ساز اصطکاک عملی و نظری را در مقام برنامه ریزی کاهش داده و با محوریت یافتن تدریجی این موضوعات به تدریج تصویر روشنتری از مفهوم پیشرفت اسلامی در ذهنیت برنامه ریزان ایجاد می شود.» احیای تربیت اسلامی»، «خروج از آفت ترجمه گرائی در تولید علم»، «پیش گیری از جرم» و «مقاوم سازی اقتصاد» نمونه ای از اولویت دار ترین «موضوعات جهت ساز» محسوب می شوند؛ که ذیل یک نظریه مدون می توان در برنامه ششم برای آنها پیوستی از احکام قانونی را پیشنهاد داد.
تأکید بر انتخاب یک نظریه مرتبط با نظریه مادر الگوی پیشرفت اسلامی برای موضوعات جهت ساز به نتیجه آسیب شناسی برنامه های گذشته -مبتنی بر نگاه الگوی پیشرفت اسلامی- بازگشت دارد. با نگاهی به برنامه گذشته درمی یابیم که بسیاری از احکام برنامه در سالهای گذشته به دلیل فقدان یک نظریه مشخصِ حاکم بر قانون برنامه، اجرائی نشده اند. در واقع اگرچه تکلیف قانونگذار به اجرای یک مسئله، زمینه حقوقی و مالی برای تحقق یک مسئله را ایجاد می نماید؛ ولی فقدان یک نظریه مبین، تفاهم حول چگونگی تحقق آن مسئله را منتفی و بالتبع اجرای آن را ممتنع می سازد.
مبتنی بر دو نکته فوق؛ راه تغییر توازن در برنامه ششم، محوریت دادن به چند موضوعِ  جهت ساز بر اساس یک نظریه مرتبط با الگوی پیشرفت اسلامی می باشد. کارکرد نظریه -همانطور که اشاره شد- تبیین چگونگی تحقق موضوع جهت ساز به زبان برنامه ریزی اسلامی است.

بنابر آنچه فرمودید پیوست شما شامل چهار بسته است، لطفا اجمالا این چهار بسته را نام ببرید تا پس از آن جداگانه هر کدام را بررسی کنیم؟
علی بابایی: حال می توان گفت که  بخشی از مهمترین عدم توازن های فرهنگی کشور به عنوان پیوست الگوی پیشرفت برای برنامه ششم پیشنهاد شده است:
بخش اولِ عدم توازن های فرهنگی؛ عدم توازن های مرتبط با موضوع تربیت اسلامی
بخش دومِ عدم توازن های فرهنگی؛ عدم توازن های مرتبط با موضوع پیش گیری از جرم
بخش سومِ عدم توازن های فرهنگی؛ عدم توازن های مرتبط با موضوع ترجمه زدائی از علم
بخش چهارم عدم توازن های فرهنگی؛ عدم توازن های مرتبط با موضوع مقاوم سازی اقتصاد

 لطفا بفرمایید بخش اولِ عدم توازن های فرهنگی؛ عدم توازن های مرتبط با موضوع تربیت اسلامی به چه معنا می باشد؟
قسمت اول عدم توازن‌های فرهنگی کشور شامل عدم توازن های مرتبط با تربیت است. مبتنی بر مباحث نقشه راه تولید الگوی پیشرفت اسلامی عدم توازن های مرتبط با موضوع تربیت بر اساس نظریه بهبود مستمر فضای حاکم بر نهادهای متکفل تربیت شناسائی و رفع می شوند. بر اساس این نظریه برای تحقق تربیت باید عوامل بیرونی  مؤثر بر نهادهای  متکفل تربیت شناسائی و در خدمت نهادهای متکفل تربیت باز طراحی شوند. عوامل بیرونی موثر بر نهاد های متکفل تربیت در نقشه راه الگوی پیشرفت شامل 81 بخش است؛ که پیشنهاد می شود با توجه به امکانات و شرایط کشور مدیریت  4 بخش از آنها در دستور کار برنامه ششم قرار گیرد.

این چهار بخش که در برنامه ششم به آن ها پرداخته شده است، چه موضوعاتی است؟
وضعیت فعلی اشتغال بانوان، وضعیت فعلی متون آموزشی، تعریف اقتصادی و ناقص از سبد حمایت از خانوار و تخریب محیط خانواده توسط رسانه ها و فضای مجازی 4 دسته از مهمترین عوامل بیرونی مؤثر بر  نهاد خانواده - به عنوان مهمترین نهاد متکفل تربیت- هستند که به سرعت باید برای ترمیم و باز طراحی آنها در برنامه ششم اقدام کنیم.
به عنوان نمونه مسئله اشتغال بانوان به عنوان یکی از عوامل بیرونی موثر بر نهاد خانواده توضیح دهید.
یکی از این عوامل بیرونی که ضرر فراوانی به نهاد خانواده زده است؛ یکسان بودن قوانین اشتغال بانوان و قوانین اشتغال آقایان است. اگر به گسترش نسبی گرایش به اشتغال در بانوان  توجه کنیم و نخواهیم با این پدیده برخورد دفعی و ناکارآمد داشته باشیم و اگر از سوی دیگر به تأثیر منفی  اشتغال بانوان بر سلامت روحی و جسمی بانوان و همچنین تأثیر منفی این عامل بر نهاد خانواده توجه کنیم؛ به نظر باید برنامه ای برای تغییر تدریجی قوانین مربوط به اشتغال بانوان داشته باشیم. تغییر قوانین اشتغال بانوان به تدریج هم پسند اجتماعی بانوان درموضوع اشتغال را تغییر می دهد و هم در کوتاه مدت زمینه حضور گسترده تر بانوان در خانواده را فراهم می آورد. از این رو ما در پیوست الگوی پیشرفت برای برنامه ششم؛ پیشنهاد داده ایم: دولت محترم تا پایان سال دوم برنامه ششم مطالعات مربوط به تغییر قوانین اشتغال بانوان را به اتمام رسانده و لایحه قوانین اشتغال بانوان در جمهوری اسلامی را-به عنوان جزئی از قانون مادر تربیت اسلامی- تقدیم مجلس شورای اسلامی نماید. به نظر ما اگر کیفیت و کمیت حضور بانوان را در خانواده افزایش دهیم؛ این امر باعث می شود تا حتی هزینه های مادی جامعه هم کاهش یابد. به خلاف القائاتی که بعضی در مورد هزینه ساز بودن تغییر قوانین اشتغال انجام می دهند؛ این امر در میان مدت به کاهش هزینه های مادی هم می انجامد. همین الان به دلیل کاهش کیفیت در موضوع تربیت اسلامی حتی هزینه های ما در بخش تولید هم افزایش می یابد. ما در این بخش با معضل وجدان کاری و اثرات آن بر بنگاه های تولیدی روبرو هستیم. در بخش های اجتماعی هم به صورت روز افزونی داریم هزینه های میلیاردی انجام می دهیم. این در حالی است که اگر فقط ما هزینه های مربوط به تقویت نهاد خانواده را تقبل کنیم؛ در همه بخش ها با کاهش هزینه روبرو خواهیم بود. البته بنده الان دارم فقط آثار اقتصادی تربیت اسلامی را بررسی می کنم ولی کاملا واضح است که ارزش الهی و اجتماعی برنامه ریزی برای تربیت با معیار ارزش افزوده قابل محاسبه نیست.

برای وضوح بیشتر بحث نمونه ای دیگر از مسائل رو بفرمایید.
یکی دیگر از عوامل بیرونی که امروزه باعث تضعیف نهاد خانواده-به عنوان اصلی ترین نهاد متکفل تربیت- می شود؛ سیستم فعلی نظام آموزشی است. نظام آموزشی فعلی قدرت ایجاد درک درست از سبک زندگی اسلامی و زندگی خانوادگی را در پسران و دختران ما ندارد و این باعث می شود تا افراد جامعه وقتی با مسائل زندگی مشترک روبرو می شوند؛ نتوانند این مسائل را به درستی درک و تحلیل کنند. کم عمقی درک افراد جامعه از خانواده به صورت پیش فرض نهاد خانواده را با اصطکاک روبر می کند و این امر به معنای کاهش رفاه در جامعه است.

پیشنهاد شما برای حل این آفت چیست؟
برای مقابله با این آفت بزرگ پیشنهاد کرده ایم تا وزارت آموزش و پرورش با همکاری حوزه های علمیه مطالعات مربوط به راه اندازی واحدهای درسی مربوط به نهاد خانواده و سبک زندگی را در همه پایه های درسی و به محوریت مسائل گوناگون سبک زندگی و نهاد خانواده تا پایان سال دوم برنامه به اتمام رسانده ولایحه قانون آموزشهای حیاتی را-به عنوان جزئی از قانون مادر تربیت اسلامی- تقدیم مجلس شورای اسلامی نماید.

در مباحث شما تاکید ویژه ای بر مسائل خانواده شده است، آیا مسئله مرتبط دیگری نیز وجود دارد؟
یکی دیگر از عوامل موثر بر نهاد خانواده که ضروری است در برنامه ششم برای تحول در آن برنامه ریزی شود؛ مفهوم سبد حمایت از خانوار است. این مفهوم در واقع در بردارنده حمایت های کوتاه مدت دولت ها از نهاد حیاتی خانواده است؛ که متأسفانه در وضعیت فعلی مفهومش به سبد کالا تنزل یافته! از آنجا که نیازهای فعلی نهاد خانواده برای بقاء بسیار بیشتر و متنوع تر از تعاریف فعلی است لذا ما پیشنهاد داده ایم دولت محترم تا پایان سال اول برنامه ششم مطالعات مربوط به تحول در سبد حمایت از خانواده را به اتمام رسانده و لایحه مربوط به حمایت های حیاتی از نهاد خانواده را -به عنوان جزئی از قانون مادر تربیت اسلامی- تقدیم مجلس شورای اسلامی نماید.
قانون مادر تربیت اسلامی چیست؟
قانون مادر تربیت اسلامی دارای بخش‌های مختلفی می باشد؛ که درآن بخش ها عوامل دیگری از فضای بیرونی مؤثر بر نهادهای متکفل تربیت مورد توجه قرار می گیرد و در طول سالهای آینده می توان و باید آن را تکمیل نمود.
 
بفرمایید بخش دومِ عدم توازن های فرهنگی؛ عدم توازن های مرتبط با موضوع پیش گیری از جرم به چه معنا می باشد؟
قسمت دوم عدم توازن‌های فرهنگی کشور شامل عدم توازن های مرتبط با موضوع حیاتی پیش گیری از جرم است. درباب اهمیت موضوع پیش گیری از جرم و فوائد امنیتی و اجتماعی آن سخنان بسیاری گفته شده است ولی از زوایه دید الگوی پیشرفت اسلامی بافت جرم در یک کشور آینه و نشان دهنده و ضعیت فرهنگی یک کشور است و لذا از پایگاه پیش گیری از جرم می توان برای بهبود فرهنگ اقدام نمود.

اگر ممکن است بیشتر توضیح فرمایید که جلوگیری از وقوع جرم از پایگاه بهبود فرهنگ به چه معنای می باشد؟
از منظر مفاهیم الگوی پیشرفت اسلامی موضوع پیش گیری از جرم خودش زیر ساخت فرهنگ است وبه عبارت دیگر : کشف و رفع عدم توازنهای مرتبط با این موضوع  از پایگاه نظریه پیش گیری بنیادین اسلامی از جرم امکان پذیر است. در «نظریه پیش گیری بنیادین اسلامی از جرم « تغییر نگرشهای افراد مهمترین عامل وقوع جرم معرفی شده و بر همین مبنا مسیرهای جلوگیری از شکل گیری نگرش های غلط در جامعه تبیین گردیده است.  

این نظریه که فرمودید در بر دارنده چیست؟
بر اساس این نظریه مهمترین عامل تغییر نگرش در افراد اقدامات و برنامه های ساختارهای حکومتی است و لذا  باید در تنظیم برنامه ها جلوی عوامل منفی مؤثر بر نگرش های افراد را گرفت. به عنوان مثال همه عوامل تضعیف کننده نهاد خانواده و همه سیاست های منجر به گسترش مصرف گرائی و... جزئی از عوامل مؤثر بر تغییر نگرش ها محسوب می شود.

براساس پیشنهاد شما پیش گیری از جرم وظیفه کیست و باید چه اقداماتی انجام دهد؟
بر اساس این نظریه مؤثرترین راه مقابله با وقوع جرم؛ مقابله نرم قوه قضائیه با تغییر زیر ساخت های فرهنگی از پایگاه برنامه ریزی کلان کشور است و برای تحقق این سیاست قوه قضائیه باید بخش تصمیم سازی خود را فربه تر نماید.
بر اساس این نظریه ما در پیوست الگوی پیشرفت اسلامی پیشنهاد داده ایم تا کارشناسان قوه قضائیه به منظور تصمیم سازی های مرتبط با پیش گیری در همه جلسات مراکز تصمیم گیری نظام و از همه مهمتر جلسات کمیسیونها و صحن علنی حضور فعال داشته باشند و با اتخاذ تصمیمات منجر به تخریب زیر ساخت های فرهنگی به نحو کارشناسی مقابله کنند. البته اقدامات مرتبط با افزایش تأثیر گزاری قوه قضائیه بر فضای تصمیم سازی کشور شامل موارد متعدد دیگری نیز می شود که ذکر و پیش بینی آن در برنامه ششم ضرورت ندارد.
 
فرمودید بخش سومِ عدم توازن های فرهنگی؛ عدم توازن های مرتبط با موضوع ترجمه زدائی از علم است، لطفا سومین بخش رو هم توضیح بفرمایید.
در پیوست الگوی پیشرفت اسلامی برای برنامه ششم عدم توازن های مرتبط با موضوع ترجمه زدائی از علم به عنوان اولویت سوم عدم توازن های فرهنگی معرفی شده اند. به دلیل جایگاه رفیع و غیر قابل انکار علم در پیشرفت یک جامعه باید مواظبت کنیم تا علم و توصیف ما از امور به  صورت غیر واقعی و ناقص شکل نگیرد. به عبارت دیگر اگر ما از محصولات ترجمه ای دیگران در تحلیل های خودمان استفاده کنیم؛ این امر باعث می شود تا در بهترین وضعیت مسائل بومی خود را نتوانیم در محصولات علمی تحلیل کنیم. به دلیل تفاوت بوم در ایران با کشورهای دیگر ما با تفاوت مسائل روبرو هستیم و معمولا این مسائل خاص جامعه ایران منشاء تحلیل در تحلیل های وارداتی نیستند. البته ما در بحث آفت های ترجمه گرائی به حداقل آسیب ها یعنی آسیب عدم توجه به مسائل خاص کشورمان در پایان نامه ها و مقالات توجه نموده ایم و این در حالی است که در این موضوع نظریاتی حداکثری دیگری نیز موجود است. به هرحال با توجه به این نگاه حداقلی به آفت ترجمه گرائی دستگاه علمی ، آموزشی کشور باید به مکانیزمی قابل تفاهم در شناسائی مسائل ملی دست یابند و اگر قرار است ما مسائل کشورمان را به صورت علمی حل کنیم باید راه حل های علمی ناظر به مسائل ما باشد و نه مسائل دیگران. تأکید بر استفاده از روش های علمی در کنار موضوع قرار ندادن مسائل کشور در مراکز تحقیقاتی یکی از عدم توازن ها در بخش علمی کشور است؛ که در برنامه ششم باید برای آن تدبیری اندیشید.

پیشنهاد عملیاتی شما برای مقابله با این مسئله چیست؟
بر اساس آنچه گفته شد دوستان ما در پیوست الگوی پیشرفت برای برنامه ششم پیشنهاد داده اند تا وزارت علوم ،تحقیقات  وفن آوری سؤالات مرتبط با موضوع دولت سازی اسلامی را از طریق کارگاه های آموزشی و دیگر روش ها با گروه های علمی، دانشجویان و اساتید تفاهم نماید و از محصولات علمی مرتبط با این جهت گیری حمایت خاص نماید. نحوه تفاهم و تولید این سؤالات -که در نظام مفاهیم الگوی پیشرفت به سؤالات جهت ساز شهرت یافته اند- در نظریه بانک سؤالات جهت ساز تشریح شده است.
 
و اما چهارمین بخش را هم نام ببرید و بفرمایید موضوع این پیوست چیست؟
بخش چهارم عدم توازن های فرهنگی؛ عدم توازن های مرتبط با موضوع اقتصاد است. در بخش اقتصاد مهمترین عدم توازن، محور دیدن اقتصاد در جامعه است و در گام اول باید سعی نمود تا این تلقی را تغییر داد و موضوع اقتصاد را به عنوان یکی از زیر ساخت‌های فرهنگ باز تعریف نمود. به عبارت روشن تر چون انسانِ مختار بر محور قوه عاقله خود حرکت می کند؛ اگر ما اقتصاد را اصل قرار دهیم فکر انسان بخشی و اقتصادی شکل می گیرد و این به معنای شکوفا نشدن ظرفیت های انسان است. از سوی دیگر در وضعیت فعلی چون درک خاصی از اقتصاد وجود دارد لذا ما در گام اول باید کارآمدی نگاه اقتصادی اسلام را به رخ بکشیم و در گام های بعد اقتصاد را به عنوان زیر ساخت فرهنگ بازتعریف نمائیم .

پیشنهاد اجرائی شما برای این بخش چیست؟
در پیوست الگوی پیشرفت مسیر شکل گیری گام اول این فرآیند پیچیده در «نظریه بنگاه های وقف محور» تشریح شده است که نیازمند فرصتی دیگر است. بر اساس این نظریه و با توجه به بافتِ فعلی وقف، برنامه ریزی برای حذف هزینه مسکن از سبد نیازهای خانوار با استفاده از وقف مزیتی شگرف دارد . البته شگل گیری مدل های اولیه بنگاه های وقف محور،  می تواند-در میان مدت- الهام بخشِ شکل گیری سرمایه به محوریت وقف گردد.

در آخر اگر نکته ای دیگر مد نظر هست بفرمایید
در آخر مجددا تاکید میکنیم که از جمله فواید ارائه پیوست های برنامه ششم ایجاد شکست در این باور است که نمیتوان بر اساس مباحث الگوی پیشرفت اسلامی برنامه اجرائی ارائه کرد مضافا بر آن که اگر این پیوست مورد مطالعه قرار گیرد درک از الگوی پیشرفت افزایش میابد و اگر مورد اجرا قرار گیرد، شوق به مسئله الگوی پیشرفت در بدنه نخبگان، مسئولین و حتی مردم افزایش می یابد.
 


Page Generated in 0/0059 sec