printlogo


نتیجه توافق، برخلاف ادعای روحانی مبنی بر پیروزی 3 بر 2:
باخت دیپلماتیک پنج بر صفر!
دکتر صالح فرگاه

شادی برای باخت
باخت سنگین دیپلماتیک ایران در برابر غرب و جشن و پایکوبی برخی بعد از این باخت، یادآور واقعه تلخی است که چندی پیش در تبریز اتفاق افتاد. وقتی طرفداران تیم تراکتورسازی تبریز در ورزشگاه، مشغول مشاهده بازی تیم خود بودند در اتفاقی مشکوک، شایعه عدم پیروزی تیم سپاهان اصفهان در بازی همزمان در میان تماشاچیان پیچید که این نتیجه، قهرمانی و موفقیت تیم تراکتورسازی در لیگ برتر را رقم می زد. بنابراین وقتی بازی تراکتورسازی به اتمام رسید طرفداران این تیم با تصور قهرمانی تیم محبوبشان به خیابان ها آمدند و به شادمانی پرداختند اما این شادمانی بسیار کوتاه بود و وقتی واقعیت امر و پیروزی سپاهان مشخص شد عصبانیت شدید آن ها برانگیخته شد.
تیم مذاکره کننده دولت یازدهم، کسب نتیجه بُرد – بُرد در مذاکرات دو سال اخیر را هدف اصلی خویش عنوان کرده بود اما با توجه به منافع متضاد ایران و آمریکا، این هدف هیچ گاه محقق نشد. جدای از این که این شعار، ماهیت غلطی داشت،  نتیجه توافق، تبدیل به «بُردن» بازی مذاکرات توسط تیم آمریکایی و از بین «بُردن» دستاوردهای هسته ای ایران شد. این در حالی است که از لحظه اعلام توافق مسئولین دولتی و رسانه های حامی آنها در شیپور پیروزی دمیده اند و از برد تاریخی ملت ایران و تسلیم شدن قدرتهای بزرگ سخن می گویند!

پنج گل در دروازه ایران
در همین راستا رئیس جمهور در هفته گذشته در ادعایی جدید و خلاف هدف برد –  بردی که مدام در گذشته مطرح می کرد، طرف ایرانی را برنده میدان و طرف غربی را بازنده توافق اعلام کرد و با بیان یک مثال فوتبالی معنای بُرد دیپلماتیک را زدن سه گل به حریف در عین دریافت دو گل از او عنوان کرد. روحانی با به کار بردن تعبیر «گلهای خورده» در واقع قصد دارد از پاسخگویی به اشکالاتی که منتقدان به توافق وین و قطع نامه شورای امنیت وارد می کنند فرار کند.  
اما اگر بخواهیم از زاویه ای دیگر به تعبیر رئیس جمهور نگاه کنیم، گویی روحانی تمام گل های زده شده توسط ایران را به نفع خود حساب کرده است و اصلا توجهی نداشته که این سه گل زده شده توسط تیم ایرانی، به دروازه خودی بوده و زننده این گل ها، «استاد ظریفی» بوده است که معتقد است آمریکاییها با یک دکمه می توانند کل سیستم دفاعی ما را نابود کنند! شاید همانطور که روحانی می گوید ایران سه گل زده و دو گل دریافت کرده باشد اما به نظر می رسد در پایان این بازی، پنج گل وارد دروازه تیم ایران شده است.
هر چند فریادهای تبریک به خود از سوی دولتی ها و دیگر افرادی که فقط در ظاهر جزو خواص جامعه هستند، شایعه «بُرد» ایران در مقابل غرب را تا جایی دامن زد که واقعیت شکست سنگین، از مردم ایران پنهان شد و علی رغم عدم لغو تحریمها و همچنین محدودشدن فعالیت هسته ای ایران عده محدودی در شمال شهر تهران با تصور پیروزی هسته ای ایران به خیابان ها آمدند و به شادی پرداختند.
می توان این پنج گلی که در دروازه ایران وارد شده است را همان پنج دستاورد ادعایی دولت از مذاکرات، توافق وین و قطعنامه 2231 شورای امنیت دانست که متاسفانه هیچ یک از آن ها محقق نشده است و اگر حتی یکی از آن ها حقیقت داشت امکان تصور پیروزی محتمل بود.

آرزوی کسب پنج دستاورد ادعایی دولت از تصویب قطعنامه
دستاورد اولی که اعضای تیم مذاکره کننده بارها ادعای دستیابی به آن را مطرح نمودند، به رسمیت شناخته شدن حق فعالیت غنی سازی ایران توسط کشورهای غربی و آژانس انرژی اتمی است. این ادعای عجیب در حالی مطرح می شود که ایران سالهاست عضو معاهده NPT است و بواسطه ماده چهارم این معاهده، تمامی کشورهای عضو در دستیابی و استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای، میزان و سطح غنی سازی و انجام تحقیق و توسعه هیچ محدودیتی ندارند و حق غنی سازی برای آنها به رسمیت شناخته شده است. بنابراین هیچگاه نبوده که حق غنی سازی ایران به رسمیت شناخته نشود بلکه همه تلاشهای طرف غربی بر محدود نمودن فعالیتهای غنی سازی ایران متمرکز بوده است.
 دومین دستاوردی که رئیس جمهور در اولین موضع گیری خود پس از پذیرش توافق، آن را یکی از اهداف اصلی محقق شده توافق دانست، خروج پرونده ایران از دستور کار شورای امنیت سازمان ملل متحد بود. اما این ادعای شگفت آور در حالی مطرح می شود که اگر فقط یک بار متن 37 بندی توافقنامه جامع و حتی فقط پاراگراف های اولیه آن مطالعه شود مردود بودن این ادعا مشخص می شود. در مقدمه متن توافق به وضوح ذکر شده است که طی 10 سال پس از روز توافق برجام، پرونده ایران در شورای امنیت بررسی می شود و این به معنای باقی ماندن پرونده ایران در شورای امنیت به مدت حداقل ده سال است. ضمنا بدلیل ابهام در معنای واژه Conclusion و عدم استفاده از واژه Closed، به نظر می رسد در پایان این دوره نیز پرونده خاتمه نمی یابد و صرفا جمع بندی در مورد نحوه فعالیت های ایران به شورای امنیت ارائه شده و سپس بررسی مجددی برای تمدید این مدت صورت می گیرد. (توضیح تفصیلی این موضوع در شماره هفته گذشته 9 دی طی یادداشتی با عنوان "توافقی بدتر از بد" ارائه شد)
دستاورد دیگر عنوان شده، رفع ممنوعیت فعالیت های غنی سازی و فعالیتهای مرتبط با آن بوده است. برای فهم دقیق خلاف واقع بودن این ادعا و عدم وجود ممنوعیت در فعالیت های غنی سازی، آشنایی با مراحل کاری شورای امنیت ضروری است. روال شورای امنیت به این صورت است که در صورت تخلف یک کشور که منجر به تهدید یا نقض صلح بین المللی می شود، شورای امنیت سازمان ملل متحد با ماموریت حفظ صلح و امنیت جهانی وارد عمل می شود و از طریق بیانیه ای که توسط رییس شورا صادر می گردد آن تخلف را محکوم می کند. در صورت عدم توجه کشور خاطی، قطعنامه ای ذیل ماده 40 فصل هفتم، صادر می شود که در آن دستور رسمی برای کنار گذاشتن اقدام خلاف، به آن کشور ابلاغ می شود؛ در صورت ادامه سرپیچی، قطعنامه دیگری ذیل ماده 41 فصل هفتم مبنی بر ایجاد تحریم علیه آن کشور تصویب می شود و در صورت عدم تمکین مجدد، قطعنامه جدیدی ذیل ماده 42 فصل هفتم که اجازه حمله نظامی به آن کشور را می دهد، صادر می گردد.
اگرچه این روال در بعضی موارد نقض شده و می شود؛ مثلا در شرایطی که عربستان با پرداخت های سنگین مالی به شورای امنیت، بصورت یکجا قطعنامه ای ذیل ماده 42 فصل هفتم علیه یمن به تصویب رساند و بلافاصله حمله نظامی خود را آغاز کرد، تمامی قطعنامه ها علیه سگ هار ِ نجسی به نام اسراییل و جنایات این رژیم کودک کُش توسط کدخدای مودب و باهوش! وتو می شود و شورای امنیت، فقط یک محکوم کننده! تجاوزات اسرائیل باقی مانده است.
اما در مورد ایران، پس از ادعای آمریکا و انگلیس و با ادعای فعالیت های غیر صلح آمیز ایران برای دستیابی به بمب هسته ای، قطعنامه ای ذیل ماده 40 فصل هفتم به تصویب رسید که فعالیت های مرتبط با غنی سازی، آب سنگین و بازفرآوری تا زمان بررسی فعالیت های ایران و تایید صلح آمیز بودن آن توسط آژانس به حالت «تعلیق» درآید و برای آن از واژه Suspend استفاده شده است. البته ایران هیچ گاه این قطعنامه را قانونی ندانسته و همین محدودیتِ تعلیق فعالیت ها را نیز نپذیرفته است. نکته قابل توجه این که اگر قطعنامه جدید تصویب نمی شد، با توجه به قطعنامه های قبلی همین تعلیق فعالیت ها نیز تا پایان سال 2015 یعنی 5 ماه دیگر خاتمه می یافت و پس از آن، ممنوعیت ادعایی دولت که هیچ، حتی محدودیت و تعلیقی نیز برای فعالیتهای ایران در زمینه های ذکر شده دیگر باقی نمی ماند.
چهارمین دستاورد ادعایی دولتی ها در توافق جامع، خروج ایران از ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد است. همان طور که در بند قبلی توضیح داده شد، صرف ذیل فصل هفتم بودن به معنای در معرض حمله نظامی قرار گرفتن نیست بلکه فقط ذیل ماده 42 فصل هفت این پیامد را دارد که البته ایران هیچ گاه ذیل ماده 42 نبوده است. برای مثال، هم در قطعنامه 1803 و هم در قطعنامه 1929 مصوب سال 2010 شورای امنیت که تیم مذاکره کننده از آن به عنوان بدترین قطعنامه علیه ایران یاد می کنند، ایران ذیل ماده 41 فصل هفت بوده است و بند اجرایی این دو قطعنامه با عبارت:
 Acting under article 41 chapter vii of the charter
 آغاز می شود. این یعنی صرفاً با حربه تحریم مواجه بوده ایم و نَه حمله نظامی. البته عدم توجه ایران به این قطعنامه ظالمانه که مبتنی بر یک دروغ بزرگ است و ادامه فعالیت های صلح آمیز خود، سبب شد تا پیشنهاد صدور قطعنامه ای ذیل ماده 42 در شورای امنیت مطرح شود که روسیه و چین آن را وتو کردند و علت آن را عدم تکرار واقعه ای دانستند که در لیبی رخ داد. اما اینبار به دلیل اینکه خود ایران قطعنامه را پذیرفته و ضمنا برخلاف نظر روسیه و چین تحریمهای تسلیحاتی را نیز قبول کرده است، دیگر امکان وتوی قطعنامه توسط این دو عضو ثابت شورای امنیت را نیز از دست دادیم.
در خصوص پنجمین دستاورد ادعایی دولت که آن را رفع ممنوعیت فعالیت موشکی و نجات از خطر حمله نظامی عنوان می کنند باید گفت بند 9 قطعنامه 1929 بیان می کند همه کشورها مجازند تا برای منع فعالیت های موشکی ایران به «اقدامات لازم» برای جلوگیری از انتقال فناوری و کمک های فنی  (Necessary Action for prevent the transfer of technology and technical assistants) بپردازند.
در حالی  که تفسیر تیم مذاکره کننده از این عبارت این است که اقدام لازم می تواند شامل حمله نظامی نیز باشد اما طبق روال قطعنامه های شورای امنیت، در صورت اجازه برای حمله نظامی، عبارت «ذیل ماده 42 فصل هفتم» در ابتدای پاراگراف بند اجرایی ذکر می شود اما در بند 9 این عبارت وجود ندارد و اساسا با عقل هم سازگار نیست که برای جلوگیری از انتقال دانش، حمله نظامی صورت بگیرد. بنابراین دستاورد پنجم ادعایی دولت نیز صحیح نیست.

خواب تعبیر نشدنی آمریکا و انقلابی های پشیمان
در کنار پیروزی سازی دولت از توافقِ ناموفق وین، جریان غرب باوران تجمل گرایی که دیر زمانی است از مبارزه خسته شده و جام زهر 598 را به بنیانگذار انقلاب نوشاندند، نیز به تکاپو افتاده اند تا توافقی را به رهبر فرزانه انقلاب تحمیل کنند که ایشان از ابتدا به آن خوشبین نبودند. این انقلابی های پشیمان تلاش می کنند در رسانه ها و سخنرانی های خود این شکست را در پناه این پنج دستاوردنمای پوشالی، خواسته مردم و پیام انتخابات جا بزنند. احساس درونی خود را نسبت به غرب به ملت غیور و متدین و شجاع ایران نسبت می دهند و پایکوبی اقلیت محدود را به تمام ملت بسط داده و ادعا می کنند که نوشیدن جام زهر توسط رهبر، کام ملت را شیرین خواهد کرد. اما این بار جام زهری در کار نیست و باید بجای صلح حسنی، منتظر قیام حسینی باشند.  با بهره مندی از نعمت بزرگ ولایت فقیه و وجود رهبر فرزانه و حکیم انقلاب، هیچ نگرانی از بابت تبعات این مذاکرات و توافق ها و قطعنامه ها برای کشور و ملت ایران وجود ندارد.
همان طور که رهبر معظم انقلاب در خطبه های عید فطر امسال فرمودند: «میگویند ما درباره‌ صنعت هسته‌ای این‌جور کردیم، این‌جور گفتیم، ایران را تسلیم کردیم؛ تسلیم ایران را مگر به خواب ببینند.»


Page Generated in 0/0041 sec