printlogo


دشمن، «ابهت» و «ابهام» نظامی ما را نشانه رفته است؛
قطعنامه برای جنگ، عاقبت توافق بد
دکتر مهدی صادقی

شیطان یک عنصر خبیث و در عین حال بسیار برنامه ریز است. نیروهای شیطانی نیز طبعا چنین خصوصیتی دارند. بازبینی سند موسوم به "برجام" و قطع نامه نشان می دهد آمریکایی ها دورنمای بسیار خطرناکی برای تضعیف نظام جمهوری اسلامی ایران ابداع کرده اند. بازرسی های گسترده هسته ای که متاسفانه حریم غیرقابل نفوذ مسائل نظامی ایران را نیز نشانه رفته است نشان از دورخیز آمریکایی ها برای ایجاد یک نسل جدید از «جاسوسی مدرن» بر علیه ایران است. آمریکایی ها می خواهند برآوردهای استراتژیک خود در مورد مسائل نظامی ایران را از مدخل ترتیبات جدید برجام، بهینه سازند. گویی قرار است خلا سفارت آمریکا و انگلیس در ایران با توافق جدید جبران شود و این امکان فراهم شود تا آنها بتوانند از اطلاعات دریافتی از این کانال جدید، "داده های کیفی" و "اطلاعات استراتژیک" از وضعیت نظامی ایران تولید نمایند. فرایند تطبیق و مقابله داده ها و پایش فیدبک اطلاعات به منظور رفع ابهام سازی به صراحت توسط سوزان رایس مشاور امنیت ملی آمریکا ابراز شده است. هم چنین ارنست سخن گوی کاخ سفید گفته است: «نکته کلیدی این است که (پس از توافق) گزینه نظامی تقویت هم می‌شود، چراکه طی این سال‌ها ما جزئیات بیشتری از برنامه هسته‌ای ایران جمع‌آوری خواهیم کرد…بنابراین، زمانی که وقت تصمیم‌گیری فرماندهان نظامی آمریکا و اسرائیل در مورد هدف‌گیری می‌رسد، به دلیل اطلاعاتی که طی این سال‌ها به لطف رژیم بازرسی‌ها جمع‌آوری کرده‌ایم، آن تصمیمات به طرز چشم‌گیری مبتنی بر اطلاعات بوده و توانمندی‌های ما ارتقا یافته‌اند.» با عنایت به این اظهار نظرها می توان رژیم بازرسی های مورد اشاره که نسل جدیدی از جاسوسی محسوب می شود را "جاسوسی سیستماتیک قانونی" نامید. استمرار ترتیبات برجام و تضمین قانونی آن نکته خطرناکی است که به آمریکایی ها امکان ایجاد سامانه اطلاعاتی و حتی شبکه سازی می دهد. با ایده گرفتن از سیستم های کنترل خطی می توان گفت نظام سلطه تا به حال مشکلاتی از جنس وقفه( interrupt )برای نظام جمهوری اسلامی به وجود می آورد. اما متاسفانه با مدخلی که توافق هسته ای گشوده، یک نظام سرکشی و نمونه برداری مستمر (polling) برای دسترسی به اطلاعات حساس ایران به وجود خواهد آمد. آنگونه که دیپلمات های مذاکره کننده اعلام کرده اند آمریکایی ها به اطلاعات حساس نظامی ایران دسترسی نخواهند داشت. البته این گزاره مورد تاکید آقایان دیپلمات، گزاره ای سطحی و غیرفنی است. چرا که حداقل آن است که از کانال رژیم های بازرسی، امکان رفع ابهام برای آمریکایی ها به وجود می آید و اصولا روشن شدن اطلاعات غیرحساس برای دشمن، او را یک قدم به اطلاعات حساس نزدیک می سازد. آگاهی و اطلاع از توانمندی های نظامی ایران به معنی دسترسی به جغرافیای نظامی ایران نیست بلکه همین که آمریکایی ها مطمئن شوند فلان سایت درجه اهمیت بالایی ندارد، فی نفسه برای آنها حایز اهمیت است. یکی از مهم ترین مزیت های نظامی ایران در مقابله راهبردی با نظام سلطه، درجه بالای " ابهام" مسائل ایران بوده است. متاسفانه مسیری که برجام پیش بینی کرده است حتی اگر حریم حوزه دفاعی و نظامی را نیز شامل نشود به طور جانبی به شفاف سازی توانمندی های ایران منجر خواهد شد. مسلم است که هرچه درجه ابهام توانمندی های ما برای دشمن کاهش یابد قابلیت پیش بینی دشمن بالا می رود و تبعا بازدارندگی دفاعی ما کم خواهد شد و احتمال تهدید نظامی افزایش می یابد. خدشه دار شدن ابهام نظامی ایران، ابهت نظامی ما را خدشه دار خواهد کرد. اتکای آمریکایی ها به نیروی نظامی و توان جاسوسی شان است و چنان این مسئله اهمیت دارد که به طور مرتب هم پیمانان اروپایی خود را نیز شنود می کنند تا نقاط ابهام در برآوردهای آنها از توانمندی دوستانشان نیز رفع شود.

محروم سازی کشور از اقتصادنظامی
در پاراگراف‌های  5 ضمیمه B متن جمع بندی مذاکرات (برجام)، یک تحریم کامل تسلیحات متعارف علیه ایران به مدت 5 سال - چه برای صادرات و چه برای واردات- را برقرار می‌سازد. متاسفانه این موضوع علاوه بر تغییر معادلات منطقه ای به ضرر ایران ، از لحاظ صنعتی و اقتصادی نیز تبعات سویی در پی دارد. با توجه به وضعیت و توانمندی های صنایع دفاعی ما، کشور در یک نقطه عطف قرار داشت که می توانست در بازار پرسود تسلیحاتی با عنایت به ملاحظات اخلاقی و بشردوستانه عایدی مالی مناسبی را کسب کند. صنایع دفاعی ما با اتکاء به دانش بومی و شیوه های بدیع خاص خود می تواند سرریز محصولات خود را به بازار جهانی عرضه کند و از لحاظ اقتصادی به پیشرفت صنعتی کشور نیز کمک شایانی کند. در طول تاریخ همواره  پیشرفته ترین تکنولوژی ها ابتدا در صنایع نظامی به کارگرفته می شوند و این حوزه می تواند چرخ تولید صنعتی را برای سایر بخش ها به حرکت درآورد. همچنان که دشمنان مستکبر ما همین مسیر را رفته اند و با اتکا به مزیت های مالی و عملی صنایع نظامی، بسیاری از تکنولوژی ها و فنون را در کشور خود رواج داده و موانع عملی صنایع غیرتسلیحاتی خود را از این مسیر مرتفع کرده اند. به طور کلی تجارت تسلیحاتی یک حوزه بسیار پرسود با تبعات سیاسی و استراتژیک خاص است. به نظر می رسد آمریکایی ها با عنایت به مزایای درونزای کشور در این بخش می خواهند ما در این حوزه محروم و حق طبیعی ما را سرکوب نمایند. ما می توانیم در سراسر جهان به مقاصد حقیقتا صلح آمیز و به منظور حفظ آرامش انسان ها، با دولت ها و حکومت های مستقل قراردادهای نظامی داشته باشیم . تضمینی وجود ندارد در پی محروم کردن ایران از "اقتصادنظامی"،  شرایط آینده نیز اجازه خودنمایی به ما در این بخش را بدهد. حضور فعال در بازار تجارت تسلیحاتی جهانی حق طبیعی و قانونی ماست و کشور در این زمینه در یک نقطه پرش قرار دارد.

مواظب باشیم استدلال داعشی ها تقویت نشود
یکی دیگر از اهداف پنهان آمریکا در پی تحولات اخیر، تغییر جهت پیکان تهاجمی ایران است. از لحاظ راهبردی مبارزه با رژیم کثیف صهیونیستی هدف اعلانی و اعمالی جمهوری اسلامی ایران بوده است و در راستای این استراتژی، هسته ها و کانون های مقاومت اسلامی در منطقه تقویت شده اند. اکنون زمان باردهی سیاست منطقه ای ماست و یک به یک دولت ها و حکومت ها توسط هم پیمانان ایران فتح می شود. اعلام توافق ایران با آمریکا اگر با بازنمایی "تغییر رویکرد ایران" و اعلام "نقطه عطف در روابط با آمریکا" صورت گیرد خسارت های منطقه ای فراوانی به ما وارد خواهد آورد. آمریکا تمایل دارد خودش را به ایران نزدیک نشان دهد تا اولا ادعاهای تکفیری های اهل سنت بر علیه ایران تقویت شود و ثانیا هسته های مبارزین همسو با ایران دلسرد و سرخورده شوند. مهم ترین استدلال سیاسی جریاناتی نظیر داعش بر علیه ایران این است که ادعا می شود دست ایران و آمریکا در حوادث منطقه در یک کاسه است . داعشی ها می گویند آمریکا با دو جنگ افغانستان و عراق، منطقه را از دست اهل سنت بیرون آورد و به ایران تقدیم کرد. تلاش تکفیری های منطقه این است که از انرژی عظیم ضدآمریکایی در افکارعمومی منطقه در جهت ضربه زدن به ایران اسلامی استفاده کنند. متاسفانه اگر دولتمردان و برخی جریانات داخلی به این ملاحظات توجه نکنند استدلال تکفیری ها در جهان اهل سنت تقویت خواهد شد و دامنه تعارض و درگیری با آنها به مرزهای ایران و چه بسا در در داخل کشور کشیده خواهد شد. ایران شیعی متمایل به آمریکا خواسته قلبی صهیونیست هاست نه از آن جهت که برخی کج فهم های داخلی می پندارند که ما در به اصطلاح "جامعه جهانی"(همان دهکده آمریکایی) پذیرفته خواهیم شد بلکه از آن جهت که آنها تمایل دارند این خبط بزرگ از طرف ایران رخ دهد و سونامی تکفیری ها با شدت بسیار بسیار بیشتری بر علیه ما عمل کند. از طرف دیگر کاستن از صبغه انقلابی ایران، سمپات های انقلابی ایران را سرخورده خواهد کرد و ممکن است جریان افراطی گری با تابلوی شیعی شکل بگیرد. اگر ایران اسلامی از محوریت مبارزه ضداستکباری و آزادی خواهی خارج شود برخی جریانات همراه کنونی بر علیه خود ما عمل خواهند کرد و مبارزه منطقی و معقول  را به افراطی گری و تهور کور خواهند کشاند.
کاهش قابلیت مدیریت بحران ها
از لحاظ شکلی ، سند برجام مطابق با اقتضائات زمانه و شرایط منطقه ای نیست. شرایط جهان و علی الخصوص منطقه ما به شدت پیچیده و لغزنده است و کمتر می توان بر توافق ها و قرار مدارهای بلندمدت تکیه کرد. تحولات اوکراین، سوریه و حوادث بیداری اسلامی نشان داد محیط پیرامونی ثابت نیست و کمتر از گذشته قابل پیش بینی هستند. دنیای جدید ماهیتا دارای خصلتی است که روندهای از قبل پیش بینی شده را مختل می نماید. در اثر تنش های منطقه ای ، عنصر «زمان» علاوه بر فشرده تر شدن ، ارزشمندتر شده و اهمیت «رخدادها»  و «رویداد ها» و «تک اتفاقات» و چه بسا «لحظه ها» را افزایش داده است. در حالی که می دانیم جنس سازمان ها و نهادهای سیاسی بر پایه برنامه ریزی و حرکت مستمر و با طمانینه بنا می شود. بسیاری از بحران ها و حوادث سیاسی جهان امروز خاصیت «تصادفی» دارند اما "برجام" اصولا حرکتی است که بنایش بر قطعیت و برنامه مندی ثابت ، نهاده شده است و دست ایران را در مدیریت تحولات نظامی  و انعطاف پذیری حکیمانه خواهد بست. از این رو با همکاری در چارچوب برجام نباید قابلیت «مدیریت بحران» خود را از دست دهیم چون کوهی از قوانین و مقررات درهم تنیده ما را احاطه  خواهند کرد. وقتی بحران پیش آید تصمیم گیری سریع و چابک را می طلبد.

تأملی در «سالت» یک و دو
از لحاظ اندیشه ای و راهبردی، آمریکایی ها همواره میان الگوی رفتاری با نظام جمهوری اسلامی و نظام شوروی سابق به مشابهت سازی و تطابق تاریخی دست می زنند. سوای نکات افتراق فراوان میان ایران و شوروی سابق برخی نکات و درس های تاریخی قابل توجه است. آمریکایی ها به توافق برجام مشابه توافق های سالت یک و دو و تبعات بعدی آن بر نظام شوروی می نگرند. سالت یک و دو اختلافات داخلی در شوروی به وجود آورد و مهم تر از همه هویت ایدئولوژیک آن کشور را تضعیف نمود و مبارزه با امپریالیسم به حاشیه رفت. جالب است توجه نماییم وقتی نظام شوروی فروپاشید که هویت اصلی خود را از دست داد. در این شرایط بود که مشکلات اقتصادی و سیاسی نیز از طرف فضای داخلی تحمل و هضم نشد و گلاسونت و پروستاریکای گرباچف هم به سرانجامی نرسید. تاثیر و تبعات اجتماعی و سیاسی پیمان هایی که عمدتا ماهیت نظامی دارند مسئله بسیار مهمی است که باید مورد اهتمام قرار گیرد. درست زمانی که با افکار گورباچف در شوروی تبلیغ شد که بگذاریم ملت های اروپای شرقی مسیر و سرنوشت خود را طی کنند و ما روس ها به امور خودمان برسیم و خودمان را سامان دهیم، این کشور فروپاشید. اما عیار هویت ایدئولوژیک ملت مسلمان ایران با آرمانگرایی ماتریالیستی شوروی سابق بسیار متفاوت است. تاکید رهبر انقلاب بر ادامه مبارزه با آمریکا به عنوان مصداق اتم استکبار، خط بطلانی بر این پنداشت بود که هویت انقلابی و ایدئولوژیک ایران با توافق اخیر به حاشیه خواهد رفت. تجربه پایان جنگ تحمیلی ایران و عراق که دروازه ورود ایران به مناسبات سیاسی منطقه ای را گشود نشان می دهد اگر تحولات اخیر یک نقطه عطف باشد جهت آن به سمت تضعیف هویت انقلابی ایران نیست بلکه ساحات جدید و میدان های نوینی برای مبارزه با استکبار آمریکا گشوده خواهد شد. تجربه جنگ تحمیلی و حوادث پس از آن نشان داد حفظ استقلال کشور بدون حضور فعال و موثر در مناطق پیرامونی ممکن نیست. شاید نتیجه مواجهه پیچیده و چندجانبه کنونی با آمریکا نیز ثابت نماید استیفای حقوق طبیعی ملت در التزام بیشتر به هویت اسلامی و درجه خلوص انقلابی گری بالاتری است. سازمان های بین المللی و مناسبات عموما ظالمانه نظام بین المللی، امکان قدرتمند شدن مستقلانه به یک ملت را نمی دهند و اساسا بسیاری از آنها برای اعمال تبعیض حادث شده اند و نه استیفای حق . بی اعتمادی به ابزارهای نظام سلطه، همزاد بی اعتمادی به شیطان بزرگ، آمریکا، است. مبنای برجام بر اعتماد به ساز و کارهای آژانس بین المللی انرژی اتمی و برخی مراجع سازمان ملل شکل گرفته است که متاسفانه مبنای غلطی است. احتمالا بعدها همگی به این نتیجه می رسند که چاقو دسته خودش را نمی برد. تعمیق هویت انقلابی نتیجه نبرد نامتقارن کنونی با شیطان بزرگ آمریکا خواهد بود ان شاءالله. احتمالا به این نتیجه خواهیم رسید که باید با همه مظاهر و ابزارهای آمریکایی مبارزه نماییم. مجاهد جمارانی ما فرموده بودند:« من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم که اگر جهانخوران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد.» (حضرت امام خمینی(ره)؛صحیفه امام، 1385 ، ج 15 ، ص 329 )


Page Generated in 0/0060 sec