printlogo


مکانیزم شکست خورده احزاب در جامعه اسلامی
تحمیل نامزد حزبی به جای تحقق آرمان امام و نظام
علی منصوری

شرایط پیچیده و موقعیت سرگیجه آوری برای عناصر دلسوز انقلاب به وجود آمده است؛ از یک طرف به هیچ وجه دیگر نمی‌توان ادامهٔ دولت مسقر را برای چهار سال دیگر، حتی برای لحظه‌ای پذیرفت و از طرف دیگر گزینهٔ مشخص و قابل اتکایی که هم توانمندی داشته باشد و هم ظرفیت رای آوری، چندان به چشم نمی‌آید.
 تحیر و سرگشتگی در این جبهه را لازم نیست در لابلای کلمات و حالاتشان جستجو کنی، اختلاف نظر‌ها و کنش‌های سلبی و غیر ایجابی در این جبهه،‌‌ همان سیل بنیان کن حیرت است که دارد ما را از پا در می‌آورد. مومنین به انقلاب اسلامی نیز به تجربه دریافته‌اند که ابتلائات آنان، هرچه زمان می‌گذرد، سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود و اگر سنت الهی در مورد جامعه‌های ایمانی گذشته را هم در نظر آوری، انتظاری جز این را هم نخواهی داشت.
راه عبور از تحیر و سرگشتگی چیست؟ چگونه می‌توان از شر این دولت واداده و ناکارآمد خلاص شد؟ و به دولتی رسید که این همه انقلاب اسلامی را از مسیر و اهدافش دور نکند؟ پرسش‌های غلط، منشاء سرگشتگی‌ها هستند و پرسش فوق نیز که به یکباره در برابر انسان قرار می‌گیرد، از‌‌ همان مواردی است که تو را به دره‌های گمراهی خواهد کشاند. در پاسخی کوتاه در برابر این پرسش باید پرسشی دیگر را در مقابل آن قرار داد: آیا وضعیت کنونی در سال ۹۵ سخت‌تر و نگران کننده‌تر از شرایط سال ۹۱ برای انقلاب اسلامی و عناصر مومن به آن است؟ شرایطی که وضعیت نابسامان اقتصادی و ضرورت آشتی با آمریکا در ذهن‌های بسیاری نقش بسته و ناامیدی از آینده در کشور فراگیر شده و عناصر انقلابی تنها به دنبال مفری برای گریز از انتقادات مردم بودند؟
درست است که این دولت به هیچ وجه قابل مقایسه با دولت‌های آقای احمدی‌نژاد نیست، ولی این هم درست نیست که شرایط انقلاب اسلامی و عناصر انقلابی بد‌تر از قبل شده است.  این نکته هرچند چیزی از نمره‌های منفی ما در گذشته، کم نمی‌کند و جایی برای توجیه کوتاهی‌های گذشته نمی‌گذارد، نشان از مدیریت و الطاف الهی نسبت به انقلاب اسلامی است. فروکاستن مساله‌های انقلاب اسلامی به مسالهٔ ادامه نیافتن دولت آقای روحانی،‌‌ همان نقطه‌ای است که اگر به تنهایی برای عناصر مومن به انقلاب اصالت یابد (که متاسفانه برای بسیاری اینگونه شده است) زمینه ساز انحراف و اختلاف است.
مساله‌های انقلاب اسلامی بسیار بیشتر و بزرگ‌تر از این کوته نگری‌های قومی و قبیله‌ای است که صاحبان آن با این پیش فرض زندگی می‌کنند که اگر ما و دوستانمان بیاییم دیگر اوضاع خوب خواهد شد و دیگر فساد و رانت و فقر و ظلم و وادادگی در برابر دشمن از بین خواهد رفت.
در حالیکه برای هدف ساقط شدن حریف، وحدت، تا پایان همین جمله است و از اینجا به بعد وقتی سخن از فرد پیشنهادی و روش‌های پیشنهادی می‌شود، چیزی جز اختلاف سر بر نمی‌آورد. آنهایی که اوضاع کنونی را بسیار بد و خطرناک جلوه می‌دهند، این کار را نه برای حل مسائل و مشکلات که برای پذیراندن فرمول پیشنهادیشان و نسخهٔ از پیش آماده‌شان، انجام می‌دهند.
در ادامهٔ این گزاره که روحانی نباشد، این گزاره خواهد آمد که فلان شخص باشد و این فلان از آن مسیر و توسط افرادی انتخاب شود که ما می‌گوییم و قبلا برای آن فکر کرده‌ایم. ولی اگر مساله این باشد که باید مساله‌های مردم و انقلاب اسلامی حل شود پاسخش، راه‌ها و روش‌ها و برنامه‌هایی خواهد شد که حل این مساله هاست و افراد مناسب برای انجام آن دارای فلان ویژگی‌ها هستند.
مساله‌های کوته نگرانهٔ اینچنینی برای رسیدن به اهداف کوته نگرانه‌ای همچون رسیدن به یک فرد خاص با فرمول خاص، پر رنگ می‌شوند و نشان از منحرف شدن و دور ماندن حلقه‌های گروه گرای دارای عنوان انقلابی، از ارزشهای انقلاب است.
این افراد علت تمامی شکست‌ها را، اختلاف و عدم وحدت معرفی می‌کنند در حالیکه این سخن نیز از جنس‌‌ همان مسائلی است که، به افزایش تردید‌ها منجر خواهد شد. این سخن دانسته یا نادانسته ناشی از تکبر و نخوت گروه گرایانه است و نشانهٔ بی‌بصیرتی و بی‌توجهی به تجربه‌هایی است که با هزینه‌های گرانی برای انقلاب به دست آمده است. تجربهٔ تلخ معرفی شدن آقای ناطق نوری به عنوان گزینهٔ نظام در برابر آقای خاتمی به عنوان انتخاب مردم و فرصت طلبی‌های دشمنان و مورد سوء استفاده قرار گرفتن افراد ساده لوح، از کمترین این تجربه هاست و عدم موفقیت در معرفی کاندیدای واحد در انتخابات‌های سالهای ۸۴ و ۹۲، علیرغم زمینه سازی‌های طولانی و میثاق‌های موکد، نشانه‌هایی از ناتوانی سرودن شعار وحدت، در عمل است.
تجربهٔ بالا‌تر نیز البته این است که تنها موفقیت بدست آمده در برابر غربگرایان، در حالت تکثر و عدم وحدت بدست آمده و عامل اصلی پیروزی نیز‌‌ همان بازگشت به اهداف و شعارهای انقلاب و توجه به مطالبات و دردهای مردم بوده است.
کوته بینی عمیق و درمان ناپذیر آن است که گروهی از عناصر (هرچند مومن و خوش سابقه) خود و اجتماع خود را به اتحاد دعوت کنند در حالیکه، اساساً در جامعهٔ اسلامی تنها نقطهٔ وحدت بخش «امام» و رهبر جامعه است که با «امت» وحدت و یگانگی دارد و تنها شکل و روش رسیدن به وحدت حقیقی قرار گرفتن در زنجیرهٔ اتصال معنوی و الهی میان امام و امت است.
 بی‌توجهی به مطالبات و دستورهای امام (که‌‌ همان مطالبات مردم است) وقرار دادن مساله‌های خود به جای مساله‌های مورد نظر او‌‌ همان نقطه‌های آغازین فروغلطیدن در وادی‌های حیرت و سرگشتگی است که عناصر انقلابی به عنوان زبدگان ملت، در صورت گرفتار شدن به آن جامعهٔ اسلامی را دچار عقبگرد می‌کنند.
سخن در اینجاست که چگونه عده‌ای مطالبه‌های بزرگی همچون، مبارزه با فقر، فساد و تبعیض و تشکیل دولت اسلامی و ایجاد اقتصاد مقاومتی را به گزارهٔ کوچکی چون مقابه با ادامهٔ دولت کنونی تقلیل می‌دهند و در ادامه نیز ضرورت نقش آفرینی اجرایی برای عملی شدن فرامین امام و تقلیل دردهای مردم را به ضرورت وحدت میان عناصر خودی فرو می‌کاهند.
فروکاستنی که اهداف عناصر انقلابی را از مسایل مهمی همچون پیگیری اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی و در خدمت مردم قرار گرفتن به مقابلهٔ جناحی و خواسته‌های گروهی تقلیل می‌دهد و در این موقعیت تعیین کننده و آماده شده برای همراهی بیشتر امت با امام، نقش وحدت شکن را ایفاء می‌کند.
شاید عده‌ای در پاسخ بگویند که شرط لازم برای رسیدن به اهداف بلند مطرح شده، عبور از این دولت و رسیدن به وحدت است و پاسخ این شبهه آن است که، این مساله پیش شرط و لازمهٔ موفقیت نیست بلکه نتیجهٔ گریز ناپذیر و حتمی‌ای است که تنها در صورت، عدم تقلیل یافتن اهداف، خود به خود بدست می‌آید.
علت اصلی عدم موفقیت احزاب و گروه‌ها در جامعهٔ اسلامی آن است که ایشان خود را علیرغم ادعاهایی که می‌کنند ذیل مقام امامت مطرح نمی‌کنند و شاهد این مدعا نیز آن است که اگر از آنان بپرسی راه حل شما برای اقتصاد مقاومتی چیست؟ خواهی دید که به جای برنامهٔ خود کاندیدای مورد نظرشان را معرفی می‌کنند و البته که حزبی که تمام دغدغه‌اش، معرفی افرادش است کجا در فکر اجرایی شدن منویات امامش خواهد بود؟  عناصری که در مواقع سرنوشت ساز چشم از امام خود بر می‌گیرند و دردهای مردم خود را نمی‌بینند و مثل عناصر حزبی به دنبال این هستند که فلان شخص چه گفت و فلان گروه چه کرد، خود به حیرت خود می‌افزایند و پیرو آنجامعه را نیز به وادی حیرت و سرگشتگی می‌کشانند.
 


Page Generated in 0/0047 sec