printlogo


سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات با گزینش و مدیریت فناوری‌ها و نوآوری‌ها
«آمریکایی شدن » و «توسعه زدگی» در تحلیل های فناورانه
سهیل تقوی

امروزه در غالب پژوهش‌ها و گزارش‌هایی که در سطوح مختلف کشور (از بنگاه‌ها تا دولت و سیاست‌گذاران و...)، به منظور شناخت و سرمایه گذاری در حوزه‌های گوناگون صنعت و فناوری (اعم از فناوری اطلاعات و ارتباطات) انجام می‌شود، این رویه معمول شده است که تحقیق مذکور به سه بخش تقسیم می‌شود: تحلیل آن صنعت در دنیا، تحلیل وضعیت کشور و در نهایت، ارائه تحلیل‌ها و راهبردهای کلان با توجه به رسیدن از «وضعیت فعلی» به «وضعیت مطلوب»؛ که البته منظور از «وضعیت مطلوب» مشخصاً عبارت است از حرکت در مسیر «روندهای جهانی» که ما را به «دستاوردهای دنیای غرب» رسانده و «شاخص‌های توسعه» در آن حوزه را ارتقا دهد.
بدین ترتیب، آشکار است که در این رویکرد، «جهانی‌شدن» (آمریکایی شدن)، «غربی شدن» (غرب‌پرستی) و «در حال توسعه بودن» (توسعه زدگی) اهمیت دارد، نه «پیشرفت اسلامی ـ ایرانی».
از این مباحث نظری و فکری که بگذریم، در ادامه به این مسأله می‌پردازیم که بهتر است چگونه به فناوری‌ها و نوآوری‌های مطرح در دنیا بنگریم و با توجه به آنها و همچنین ارائه نوآوری‌ها و فناوری‌های بومی خود، مسیر مطلوب پیشرفت در آن حوزه را بیابیم. اما برای اینکه نکات مطرح شده، خیلی کلی و انتزاعی نباشد، برای نمونه، چگونگی تحلیل مناسب صنعت فناوری اطلاعات (از منظر یک بنگاه یا کل کشور) را به زبانی ساده مطرح می‌کنیم.
در پژوهش برای شناخت وضعیت فناوری اطلاعات در دنیا و ایران و ارائه پیشنهادات راهبردی، پس از اینکه آخرین و مهم‌ترین روندهای فناوری و بازار در صنعت فناوری اطلاعات دنیا و کشور به صورت کلی مرور شد، باید به این بپردازیم که با توجه به اهداف، استعدادها، امکانات، شرایط و سوابق یک بنگاه یا کل کشور، اولاً در چه حوزه‌های به صورت سنتی مزیت نسبی وجود داشته و اکنون این امکان فراهم است که با استفاده از فناوری اطلاعات، آنها را بازتعریف، بازمهندسی، بازسازی یا به‌روزرسانی کرد؛ ثانیاً چه حوزه‌های جدید وجود دارد که تاکنون ورودی به آنها وجود نداشته و در حال حاضر، ورود به آنها مفید و بلکه لازم است.
اما به طور کلی، در عین اینکه از یک سو باید به روندهای روز دنیا در این حوزه و مهم‌تر از آنها روندهای کلان یا ابرروندها را (که شاید ۱۰ یا ۲۰ سال به چرخه حیات خود ادامه دهند) مطالعه کرده و فهم درست و عمیقی از آنها داشت، از سوی دیگر، باید به سیاست‌های مدیریت فناوری در داخل هر سازمان و در داخل کشور توجه کرد.
البته باید دقت داشت و تحلیل کرد که آنچه به عنوان آخرین روندهای دنیا از طرق گوناگون تبلیغ و توجیه می‌شود، لزوماً بهترین فناوری‌ها برای رفع نیازهای مردم نیست، بلکه غالباً بهترین فناوری‌ها برای اصحاب ثروت و قدرت یعنی سرمایه‌سالاران و سلطه طلبان است که مدیریت کلان فناوری را در اختیار دارند. همچنین حتی اگر به  نیازهای مردم نیز در راستای نیازهای ایشان توجه شده باشد، منظور از این «مردم» در وهله اول، عمدتاً جامعه غرب و کشورهای توسعه یافته است.
در این زمینه، می‌توان به نمونه‌های گوناگونی اشاره کرد که به‌ویژه در حوزه دانشگاهی و آنچه لبه دانش نامیده می‌شود، سرمایه‌های انسانی و مادی و... فراوان در توسعه آنها صورت گرفته است، اما به جای اینکه حل مسائل و مشکلات اولویت‌دار کشور را هدف قرار دهد، عمدتاً به ارائه راه حل برای مسائل روز غرب و حتی تنها چند کشور معدود پرداخته است.
بنابراین، به طور خلاصه باید توجه داشت که پس از تسلط بر فناوری‌ها، علوم و راهبردهای مدیریت دانش در دنیا، ابتدا باید نیازهای واقعی جامعه خود را شناخت و اولویت بندی کرد و سپس اقدام به سرمایه گذاری برای تولید و گزینش دانش‌ها و فناوری‌های مورد نظر کرد.
امروزه در حوزه فاوای ایران، از شروع یک روند فناورانه در دنیا تا رسیدن آن به بلوغ، عموماً حدود ۵ تا ۱۰ سال (بسته به نوع و ابعاد فناوری) طول می‌کشد تا در کشور به کار گرفته شود و یا کسب و کاری بر مبنای آن شکل بگیرد.
اما در حوزه‌های مدیریت فناوری کشور اعم از مراکز حاکمیتی تا سطوح بنگاه‌های بزرگ و کوچک، باید به صورتی خودآگاهانه تحلیل‌های دقیقی صورت بگیرد که در چه زمانی و چگونه باید سراغ کدام فناوری‌ها رفت و ابتدا جوسازی، گفتمان سازی، فضاسازی و شورانگیزی لازم و سپس سرمایه گذاری و مقررات گذاری مورد نیاز را درباره آنها صورت داد تا چرخه علم تا بازار در مورد آنها تکمیل شود؛ مثلاً باید به درستی مدیریت کرد که ورود چه فناوری‌هایی را تا جای ممکن به تأخیر انداخت (مانند بعضی از کاربردهای فناوری‌های ماهواره‌ای)، بهترین زمان و شرایط برای استفاده از برخی دیگر از فناوری‌ها چه موقعی و در چه موقعیتی است (مانند فناوری‌های افزایش پهنای باند اینترنت، نسل‌های جدید مخابراتی و نسل‌های جدید وب و رسانه‌های اجتماعی) و درباره کدام فناوری‌ها باید در اسرع وقت سراغ آنها رفته و بومی‌سازی کرد (مانند تلویزیون تعاملی و تلویزیون متصل).
حتی درباره برخی از فناوری‌ها، باید در حال حاضر تنها به نظاره نشست تا اینکه چه زمانی به بلوغ می‌رسند، چه سرنوشتی پیدا می‌کنند و روندهای رقیب چه تأثیراتی روی یکدیگر می‌گذارند، چه موقعی به طور طبیعی فهم آنها در میان نخبگان و مسؤولین کشور ایجاد می‌شود و کی باید مواجه‌ای فعال و مبتکرانه درباره آنها داشته باشیم.
بنابراین، از یک سو با پایش جدی، دقیق و عمیق اولین و آخرین فناوری‌ها و روندها در دنیا، باید به هیچ وجه غافلگیر نشد و از سوی دیگر، باید کاملاً توجه داشت که مسائل غرب لزوماً مسائل ما نیست و هر زمان که در هر گوشه‌ای از دنیا، برای یک فناوری یا یک روند، جوسازی‌هایی از طریق رسانه‌ها یا سازمان‌های بین المللی شکل گرفت، نباید چشم و گوش بسته و منفعلانه در برابر آن تسلیم بوده و به سرعت آن را وارد کشور کنیم.
نکته دیگر اینکه درباره فناوری‌ها باید به کاربردهای آنها توجه داشت، یعنی در کدامیک از شاخه‌های اقتصاد اعم از خدمات، صنعت و کشاورزی یا فرهنگ (در قالب صنایع فرهنگی یا صنایع خلاق) به کار می‌روند و چه نیازهایی را پاسخگو بوده و چه دردی را می‌توانند درمان کنند؛ اما متأسفانه در کشور عمدتاً به صورت کلی و محض به تولید و واردات علم، دانش و فناوری در این حوزه‌ها مشغول می‌شویم.
به عنوان نمونه، در حوزه اینترنت اشیا و یا شبکه‌های حسگر و غیره که شاهد جوسازی شدید رسانه‌ای از سوی غرب هستیم، در واقع، این فناوری‌ها هنوز غالباً در مراحل آزمایشگاهی، پژوهشی و دانشگاهی قرار دارند و رقابت میان استانداردهای گوناگون در این حوزه ادامه دارد. حال باید مطالعه کنیم که آیا اولویت کشور، حرکت به سوی این خدمات و تجهیزات است یا اولویت‌های مهم‌تر و ابتدایی‌تری بر زمین مانده است. در نهایت، بر فرض تشخیص ضرورت سرمایه گذاری روی این فناوری‌ها و استفاده از آنها، آیا کاربردهای آنها به طور دقیق در کشور، امکان به کارگیری آنها در کجای صنایع، کشاورزی و... باید تحلیل شود.
یا مفهوم «بزرگ داده»، نمونه دیگری است که جو آن به طبع غرب، اخیراً در کشور آغاز شده است. سؤال اولیه این است که در کشور ما، چقدر مجموعه داده‌های بزرگی در ابعاد حجیم وجود دارد که بخواهیم آنها را ذخیره‌سازی، بازیابی و تحلیل کنیم. یا رویکرد دیگر می‌توان این باشد که از راه‌کارها و فناوری‌های ابداع شده در این حوزه، چگونه می‌توان برای حل برخی از مسائل کشور بهره برد.
همچنین برای مثال، در حوزه رایانش ابری و شبکه‌های تحویل محتوا نیز دو دیدگاه می‌تواند وجود داشته باشد: تنها به این فناوری‌ها از منظر جهانی‌سازی خدمات ابری از سوی چند شرکت بزرگ چندملیتی آمریکایی نگاه بشود و خود را مقهور فناوری آنها بدانیم یا اینکه با نگاهی ملی‌گرایانه، به انتقال، تولید و توسعه فناوری‌های داخلی و بومی‌شده خود در این زمینه بپردازیم.


Page Generated in 0/0063 sec