printlogo


نگاه
گورخوابی و حقوق های نجومی معلول نگاه جبرگرایانه مسئولین به زندگی مردم
حسین نقی


 یکی از دلایل عدم توجه جدی دولت یازدهم به مشکلات اقتصادی مردم، نگاه جبرگرایانه این دولت نسبت به مردم است. تفکری که معتقد است اینکه عده زیادی از مردم دچار مشکلات اقتصادی هستند و با وجود تلاش زیاد، توان حل آن را ندارند یا اینکه عده کمی از آنان در رفاه زندگی می کنند، قضاء و قدر الهی است. خداوند برای عده ای فقر و کارتن خوابی و گورخوابی را خواسته است و برای عده ای رفاه و حقوق های نجومی! فقرا «باید» زیر چرخهای توسعه آمریکایی له شوند تا کشور، پیشرفت کند! در پس نگاه جبری است که وزیر هزار میلیاردی به خود حق می دهد از حقوق های نجومی دفاع کند و آن را حق مدیران بداند و آن دیگری، گیرندگان حقوق های نجومی را ذخیره نظام بداند! نگاه جبری است که حق زندگی را از کارتن خواب ها سلب کرده و عقیم کردن آنها را توصیه می کند! نگاه جبری است که بی تدبیری در فاجعه قطار تبریز- سمنان را به نحوست ماه صفر نسبت می دهد! نگاه جبرگرایانه است که گورخوابی  را مورد تمسخر قرار داده و می گوید کارتن خواب دیده بودیم اما قبرخواب نشنیده بودیم!

توجیهات جبرگرایانه مسئولین معتقد به اسلام آمریکایی، از فاجعه منا تا فاجعه قطار
این ویژگی البته مختص این دولت نیست، بلکه اصولاً هر دولتی به هر اندازه ای که بهره ای از نگاه غربی و ماتریالیستی داشته باشد، دچار این معضل فکری و روحی خواهد بود. اتفاقاً این یکی از اصلی ترین شاخصه های «اسلام آمریکایی» نیز هست. همان تفکری که در عربستان بی تدبیری خود در کشتار حاجیان مظلوم منا را قضاء و قدر الهی می داند، در ایران نیز له شدن مردم در زیر چرخ های توسعه را تدبیری الهی می داند. همان تفکری که وقوع فاجعه منا را قضاء و قدر الهی می داند، فجایعی همچون فاجعه قطار سمنان را ناشی از نحوست ماه صفر می داند و بجای ابراز تأسف از بی تدبیری خود، از بیمه بودن مسافرین قطار اظهار خوشحالی می کند!  
جالب آنکه این تفکر جبرگرایانه، همواره در طول تاریخ پیروانی در میان حکام داشته است. کارشناسان تاریخ اسلام به خوبی می دانند که یکی از عوامل گسترش و نشر تفکر جبرگرایی در میان مسلمانان، حمایت خلفای اموی و عباسی، از معاویه تا هارون و دیگران، از این تفکر برای توجیه رفتارهای ظالمانه و مشروعیت بخشی به حکومت غیرمشروع شان بوده است.
امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه، مؤمنین را از پیروی کردن چنین رؤسای متکبّری که عملکرد نادرست خود را به خدا منتسب می کنند، برحذر می دارند:
«ألا فالحذر الحذر من طاعة ساداتکم و کبرائکم! الّذین تکبّروا عن حسبهم، و ترفّعوا فوق نسبهم، و ألقوا الهجینة على ربّهم، و جاحدوا اللّه على ما صنع بهم، مکابرة لقضائه، و مغالبة لآلائه‏؛ به هوش باشید، بترسید و بر حذر باشید از پیروى و اطاعت (کورکورانه) بزرگترها و رؤسایتان، همانها که به سبب موقعیت خود، تکبر مى‏ورزند و خویش را بالاتر از نسب خود مى‏شمرند، اعمال نادرست خود را به خدا نسبت مى‏دهند و به انکار نعمتهاى او برمى‏خیزند تا با قضایش ستیز کنند و بر نعمت‏هایش چیره شوند.» (نهج البلاغه؛ خطبه192)
مهمتر از همه اینکه حضرت در ادامه همین فراز، این مسئولین متکبّر جبری مسلک را پایه گذاران ایجاد تعصّب (دو قطبی) و ارکان ایجاد فتنه های اجتماعی - سیاسی می دانند:
«فإنّهم قواعد أساس العصبیّة، و دعائم أرکان الفتنة، و سیوف اعتزاء الجاهلیّة؛ آنها اساس و بنیان تعصب و ستون و ارکان فتنه و فساد و شمشیرهاى تکبّر جاهلیّت‏اند.» (همان)

مسئولان قسیّ القلبی که گورخوابی را نتیجه قهری توسعه یافتگی می دانند
صاحبان این تفکر، علی رغم اظهار شرمساری های منافقانه از فجایعی همچون گورخوابی، اتفاقاً قسیّ القلب ترین افراد هستند. چراکه بدترین فجایع برای انسان ها را با جبر الهی توجیه می کنند. چه تکفیری هایی که سایر مسلمانان غیر از خود را حیوان دانسته و مستحق بدترین نوع کشتار می دانند. چه صهیونیست های نژاد پرستی که طبق آموزه های خود، مسلمانان را همچون حیواناتی می دانند که باید از روی زمین برداشته شوند و - در درجه ای پایین تر- چه کارگزاران متکبّر به ظاهر شیعه ای که با مشاهده صحنه های دردآوری همچون گورخوابی، آن را نتیجه قهری توسعه یافتگی کشور می دانند؛ هرچند به دلیل منافع مادی خود، آن را به زبان اظهار نکنند.


Page Generated in 0/0047 sec