printlogo


بانک های ربوی خون مردم را می مکند

حضرت آیت‎الله عبدالله جوادی آملی، هفته گذشته در درس خارج تفسیر خود در مسجد اعظم در تفسیر سوره مبارکه ذاریات گفت: ما موظفیم نگذاریم کسی در جامعه فقیر باشد، دین اجازه نمی‎دهد در جامعه فقیر باشد، مرحوم صاحب وسائل حدیثی ذکر می‎کند مبنی بر این‎که اگر کسی مقروض شد و نتوانست قرض خودش را بدهد، حکومت اسلامی موظف است که دین و قرض او را بدهد، مثلا اگر کسی مورد تحریم قرار گرفت و مقروض شد، بر حاکم اسلامی است که این قرض را ادا کند.
اگر کسی با دلیل ورشکست شد و کم آورد و کوتاهی نکرده بود، او را نمی‎شود دستبند زد و به زندان برد، غرض این است که دین همین که آمده گفته که نباید در جامعه فقیر باشد، در همه کشورها کمک به محرومین وجود دارد، از واشنگتن تا تاشکند و از تاشکند تا واشنگتن کمک به محرومان و بی‎بضاعتان همه جا وجود دارد، به بی‎بضاعت و افتاده کمک کردن یک کار عاطفی است و همه آن را دارند، اما این را دین نگفته، بلکه گفته است که کمر فقر را باید بشکنید و با فقر مبارزه کنید، اشتغال ایجاد کنید و کمر فقر را بشکنید.
 «وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ»، فقر را هم فقر گفتند چون کمرشکن است و اگر کمرِ یک ملتی شکسته باشد، چگونه می‎تواند اقتصاد مقاومتی داشته باشد، ما با این‎که فارسی هستیم و فرهنگ ما یک فرهنگ قوی است، باز هم نمی‎توانیم آیه را با الفاظ مختلف ترجمه کنیم، به همین دلیل قرآن کتاب مبین است، ملت فقیر یعنی ملتی که ستون فقراتش شکسته باشد و دیگر قدرت قیام ندارد، کسی که دست و جیبش خالی است، فقیر است. «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا»؛ اگر از چشم و از گوش سؤال می‎شود از حال فقرا هم سؤال می‎شود، «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته»،این‎که اهل‎بیت(ع) وقتی به قرآن می‎رسند به قرآن با تمام وجود مشتاق هستند، همین است، باید حضرت بیاید تا قرآن را تفسیر کند.
اهل‎بیت(ع) در برابر قرآن این همه خضوع می‎کنند، ای کاش به ما می‎گفتند هر شب قرآن به سر داشته باشید، آن روز در جاهلیت و نه در شرق و نه در غرب این حرف‎ها بود، الان در سوره ذاریات سخن از این است که اگر می‎خواهید بهشت بروید باید در مالتان سهمی برای فقرا داشته باشی، این غیر از خمس و زکات است، چون هنوز حکومت تشکیل نشده است، این قرآن بوسیدنی نیست؟ فرمود متقی کسی است که اجازه ندهد در اطرافش کسی فقیر باشد.
در جامعه اقتصاد زیربنا نیست و اعتقاد زیربنا است، اعتقاد به اقتصاد سامان می‎دهد، وگرنه اگر اعتقاد نباشد می‎شود نظام کمونیستی که مثل آدم‎برفی آب شد، نه کودتا و نه جنگ و نه شورشی بود، همه هم تعجب کردند، آمریکا و اسرائیل هم امیدواریم این طور شود، هیچ کس فکر نمی‎کرد اتحاد جماهیر شوروی از بین برود، اصل اعتقاد است و در کنار اعتقاد، اقتصاد است، دین گفت هم خودت روپا باش و هم نگذار دیگران ستون فقراتشان شکسته شود، آن بانک‎های ربوی را قرآن دیوانه می‎داند و می‎گوید او مخبطانه حرکت می‎کند و خون مردم را می‎مکد، قرآن یک چیز تازه آورده است، همیشه تازه است و الان هم تازه است.
 


Page Generated in 0/0054 sec