printlogo


رهبر معظم انقلاب: تدبیری که با اعتماد به شیطان بخواهد مشکلات را حل کند، سراب است
سراب تدبیر، توهم امید

9دی- هفته گذشته رهبر انقلاب در سخنان مهمی فرمودند:«رزق لایحتسب را «تلاش و عقلانیت» در سایه‌ی «امید و توکل به خدا» به وجود می‌آورد؛ ولی اگر عقلانیت و تدبیر را با اعتماد به شیطان به کار بگیریم، نتیجه‌ی آن سراب است؛ در هر مسئله‌ای ازجمله دیپلماسی و مشکلات کشور این‌طور است که اعتماد به شیاطین و قدرت‌های مادی که با اصل شما مخالفند، نتیجه‌اش سراب است.»

مهمترین شعار دولت یازدهم در ایام انتخابات «تدبیر و امید» بود که همین هم به عنوان نام این دولت، لقب گرفت. دولت تدبیر و رئیس آن از همان ابتدا، کلید حل مشکلات کشور را در سیاست خارجی و سیاست خارجی را هم در مذاکرات هسته ای و مذاکرات هسته ای را هم در ارتباط و مذاکره با آمریکا تعریف کردند. نتیجه آنکه تدبیر دولت اعتدال در توافقی به نام برجام و امیدش هم در اعتماد به آمریکا برای رفع تحریم نمود یافت.

اینهمه در حالی بود که رهبر انقلاب از همان ابتدای مذاکرات هسته ای در دولت جدید بارها متذکر شدند من به این مذاکرت خوشبین نیستم و به دشمن نباید اعتماد کرد؛ هر چند ایشان، این مذاکرات را برای تجربه تاریخی ملت ایران لازم و مفید عنوان کردند. اکنون و پس از گذشت یکسال از اجرای برجام و در آستانه پایان دولت یازدهم، ترازوی انصاف مردم، به عیان می تواند میزان درستی هر یک از دو نگاه فوق را بسنجد.

امروز مردم با همه وجود نتایج وعده های برجامی دولت تدبیر را حس می کنند. برجامی که تنها سراب بود و نه تنها تحریمها را رفع نکرد که تحریم جدی نیز آمد؛ نه تنها چرخ کارخانه ها نچرخید که هم سانتریفیوژها نابود شد و هم کارخانه ها تعطیل؛ گرانی دلار، تورم، گرانی مسکن و ..... هم از دستاوردهای همین سراب بود. یکی دیگر از نتایج و  موفقیت‌های برجام، «برداشتن سایه تهدید از سر مردم» عنوان می‌شد، جمله‌ای که آقای روحانی در سالروز توافق هسته‌ای بیان کرد.  اظهارات مقامات غربی علیه ملت ما هم در همین روزها نشانه ای است بر توهم بودن این دستاورد ادعایی؛ شاید رئیس جمهور این سخن را بدین خاطر بیان کرد تا بتواند افکار عمومی را از آثار ملموسی که برجام به بار نیاورد، دور کند و شاید هم برداشت غلط بر مبنای اشتباه محاسباتی بود. از ابتدای انقلاب تا امروز انواع تهدیدها نسبت به ملت ایران وجود داشته که اکثر آنان نیز عملی شد از جمله انواع تحریم‌ها در حوزه‌های اقتصادی، تحمیل جنگ 8 ساله، فشار سیاسی و اقتصادی، ایجاد فتنه و موارد بسیار دیگر. در همه این موارد نظام جمهوری اسلامی با شناخت صحنه و با پشتیبانی مردم توانست بهترین تصمیم را اتخاذ کند.

در سال 82 و به دنبال برنامه هسته‌ای ایران، آمریکا و چند کشور اروپایی برای جلوگیری از پیشرفت ایران در این حوزه، بسان گذشته شروع به تهدید ایران کردند که متاسفانه این تهدیدات ظاهری در مسئولان دولت وقت کارساز افتاد و باعث شد نامه اشتباه کردیم به آمریکا بنویسند.

اما با شناخت و تدبیری که نظام جمهوری اسلامی به رهبری مقام معظم رهبری از صحنه بین‌الملل داشت، نه آن تهدیدات تاثیری بر رفتار کشور گذاشت و نه عملی شد. اما هنوز ترس از تهدیدات توخالی آمریکا در برخی سیاسیون وجود داشت. اینکه عنوان کردند «آمریکا می‌تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ایران را از کار بیاندازد!» دلیلی بر این مدعا است.

در این وضعیت مذاکراتی برای توافق در موضوع هسته‌ای در دولت یازدهم به مدت 2سال و نیم صورت گرفت. تا پیش از رسیدن به توافق رئیس جمهور و دیگر دولتمردان بهبود وضعیت اقتصادی و حتی تأمین نیازهای اولیه از جمله آب خوردن مردم را منوط به توافق عنوان کردند. در نهایت، توافقی در تیر ماه 94 امضا و در دی ماه همان سال برای طرف ایران اجرایی شد.

پس از توافق بود که دولتمردان با صدای بلند از برداشته شدن تحریم‌ها و «گسسته شدن زنجیرها» و «گشوده شدن درب زندان» سخن می‌گفتند بگونه‌ای که رئیس جمهور در 29 دی 94 عنوان کرد: «تحریم‌ها رفته است» و دلیل آن را اینگونه بیان کرد: «نشان دادیم که ایده تعامل سازنده ایده درستی است».

از آن زمان به بعد همه منتظر نتایج اقتصادی برجام بودند اما روز به روز بی‌نتیجه بودن آن نه تنها بر مردم بلکه بر خود دولتمردان آشکار می‌شد، بگونه‌ای که سیف رئیس کل بانک مرکزی دولت یازدهم دستاور برجام برای ایران را «تقریبا هیچ» عنوان کرد.

پس از آن بود که رئیس جمهور و دولتمردان براساس همان اشتباه محاسباتی نسبت به تهدیدات دشمن، به دنبال تغییر آثار برجام از ملموس به غیر ملموس افتادند و دستاور برجام را «برداشتن سایه تهدید از سر ملت ایران» عنوان کردند. رئیس جمهور ضمن بیان این جمله عنوان کرد: «مذاکرات توانست بهانه برای تهدیدات را برطرف کند».

در همین رابطه یونسی دستیار رئیس جمهور عنوان کرد: «مهمترین اثر برجام دفع خطرات احتمالی جنگ بود که سایه شوم جنگ را از سر کشور برداشت».

در کنار این آثار خودساخته از برجام، از بین رفتن «ایران‌هراسی» دستاورد ناملموس دیگری بود که دولتمردان تلاش کردند آن را جزو دستاوردهای برجام اعلام کنند تا شاید برجام برای ایران از «تقریباً هیچ» بیرون بیاید! در همین خصوص رئیس جمهور در مراسم گرامیداشت روز جهانی گردشگری گفت: «یکی از آثار مهم برجام شکستن ایران‌هراسی بوده است». ظریف نیز در سخنرانی که در بهمن 94 در همایش فرصت‌های پس از برجام داشت عنوان کرد: «دستاورد بزرگ برجام شکستن فضای ایران‌هراسی بود».

امروز و پس از گذشت بیش از یکسال از توافق هسته‌ای شاهد آن هستیم که برخلاف گفته دولتمردان و توافق هسته‌ای، تحریم‌های جدیدی علیه ملت ایران وضع می‌شود. چند روز گذشته بود که خزانه‌داری آمریکا تحریم‌های جدیدی علیه 13 فرد و 12 نهاد مرتبط با ایران اعمال کرد. تحریم‌های جدیدی که جمله‌ی «تحریم‌ها رفته است» روحانی را با خود بُرد.

همچنین ترامپ رئیس جمهور آمریکا در کنار وضع تحریم‌های جدید در تازه‌ترین اظهار نظر خود ضمن تهدید ایران عنوان کرده است: «هیچ گزینه‌ای علیه ایران از روی میز خارج نیست». جمله‌ای که پیشتر از زبان اوباما و جان کری شنیده می‌شد این بار از رئیس جمهور جدید آمریکا شنیده شد.

این یعنی در پسابرجام هم  رئیس جمهور جدید آمریکا بسان رؤسای جمهور سابق آمریکا ایران را تهدید به گزینه نظامی می‌کند، تهدیدی که نشان می‌دهد آثار ناملموس ساختگی دولتمردان از برجام نیز رنگ خود را از دست داده‌ است.

همه این موارد نشان از این دارد که دولت در راهبرد اشتباه و به دور از واقعیتی که در پیش گرفته بود و کار خود را پیش می‌برد (که آن هم براساس تفکر غلط تعامل سازنده و تنش زدایی است) شکست خورده است چراکه دیگر نه خبری از آثار ملموس برجام وجود دارد و نه ناملموس!

البته تعجب است که هنوز دولتمردان بر راهبرد غلط خود اصرار دارند و هنوز راه‌حل مشکلات را گفت وگو با آمریکا عنوان می‌کنند. در همین رابطه حمید ابوطالبی معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور عنوان می کند: «در دولت اول اوباما هم تقابل و تحریم با لفاظی و تحریک و تبدیل ایران به تهدید نخست جهانی آغاز شد و سپس با تماس تلفنی به سمت تعامل و حل مشکل پیش رفت.»

ابوطالبی درحالی از حرکت به سمت تعامل و حل مشکل در دولت اوباما سخن می‌گوید که انگار توصیه‌نامه جان کریِ دموکرات را به رئیس جمهور جمهوری‌خواه آمریکا نخوانده است. جان کری وزیر خارجه دولت اوباما در نامه‌ای به ترامپ که قرار بود بر مسند قدرت آمریکا تکیه بزند، می‌نویسد واشنگتن باید همچنان فشارها برای مقابله با برنامه موشکی، حمایت از تروریسم، نقض حقوق بشر و دخالت ایران در امور همسایه‌های خود را حفظ کند.

تفکری که خسران راهبرد خود در برجام را می‌بیند ولی همچنان اعتماد و گفت‌وگو با آمریکا را دنبال می‌کند، تفکر خطرناکی است، چرا که از «تقریبا هیچ»، «کوه دستاورد» می‌سازد! بدون آنکه به روی خود آورد.

 


Page Generated in 0/0060 sec