printlogo


هیچ کس به تحلیل های سطحی، ذلیلانه و غرب پرستانه سریع القلم توجه نمی کند
خفّت سریع القلم در الگوبرداری از سعودی پلید
سید مهدی سیدی

محمود سریع القلم، در یک یادداشت رسانه ای به این سؤال پاسخ داده است «چرا ما راحت تحریم می شویم؟» و در ادامه چند سؤال دیگر به آن ضمیمه کرده است: «چرا ایران به راحتی مورد هدف قرار می‌گیرد؟ چرا هر نسبتی دادن به ایران تقریباً مجانی است؟ چرا پیوسته ما را متهم می‌کنند؟»

او در ادامه ادعا کرده است «از منظر علم روابط بین الملل، پاسخ به این پرسش‌ها بسیار ساده و روشن هستند» و البته اصلی ترین پاسخی که برای پرسش هایش به مخاطب ارائه کرده اینچنین است:

«در این نظام بین‌الملل، هیچ کشور به کشوری دیگر، مجانی احترام نمی‌گذارد» «بخش اعظم احترامی که یک کشور به کشوری دیگر می‌گذارد به خاطر نیاز است و نه اخلاق. روابط بین الملل در سه واژه خلاصه می شود (به ترتیب): نیاز، ترس و بنابراین احترام»

او در طول یادداشت سعی کرده است با جورچین آمار مختلف، مخاطب را نسبت به علمی بودن نظریه اش قانع کند و در ادامه کوشیده است مخاطب را به این تحلیل کاربردی برساند که «ایران باید در مدار‌های قدرت، ثروت، صنعت و فرهنگ منطقه‌ای و جهانی حضور داشته باشد.»

البته به دور از انصاف است اگر بخواهیم به طور کامل نتیجه گیری او را رد کنیم و آن را یکسره نادرست و خطا بپنداریم. اما چیدمان مقدمات و به تبع آن روح حاکم بر تحلیل ایشان و مسیری که برای رسیدن به قدرت پیشنهاد داده است، نوعی از مدل سیاست ورزی غربی و طبعا «سیاست های غیر انقلابی» را اشاعه می دهد.

 

آیا عربستان سعودی الگوی احترام در دنیاست؟

محمود سریع القلم، عربستان سعودی را با سرمایه گذاری انبوه در طول 40 سال گذشته و با جذب 10 میلیون کارگر خارجی، یک مدل خوب می داند. اما در یادداشتش اشاره نمی کند که امروز پادشاهی عربستان، نیمچه آبروی سیاسی سابق اش را از دست داده و مضحکه رسانه های گوناگون جهانی قرار گرفته است، کشوری که سازمان ملل را با رشوه می خرد، به یمن حمله می کند و گاه و بیگاه شاهزادگانش در فرودگاه این کشور و آن کشور به جرم تجاوز و قاچاق بازداشت می شوند. او در یادداشتش مدعی است «آمریکا با چین بسیار محتاطانه عمل می‌کند چون نیم تریلیون دلار با آن کشور تبادل دارد» اما توضیح نمی دهد هتاکی های مدام رئیس جمهوری ها و رسانه های آمریکایی به چینی ها، حاصل کدام برخورد محتاطانه است.

او می گوید « اروپایی‌ها به شدت یکدیگر را رعایت می‌کنند چون ۷۰ درصد تجارت آن‌ها در میان اعضای اتحادیه اروپاست» اما درباره خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و دعواهای جدی داخلی و وضعیت در حال فروپاشی این اتحادیه سکوت می کند.

او می گوید «همه به آلمان احترام می‌گذارند چون مازاد تجاری آن در سال ۲۰۱۶، رتبه اول جهانی را آورد» اما هرگز به ماجرای جاسوسی آمریکا از سران آلمانی به ویژه شنود تلفن آنگلا مرکل، اشاره ای نمی کند، در حالی که هرگز آلمان نتوانست جلو آمریکا، اعتراض جدی انجام دهد و با ذلت، موضوع را مسکوت کرد. آیا این همان احترام برآمده از تئوری یادداشت است؟

 

یک ادعای شگفت انگیز

همه یادداشت یک طرف و این ادعای شگفت انگیز در طرف دیگر: «آمریکا به ایران نیازی ندارد اما به عربستان، ترکیه و مصر نیاز دارد.»

چطور آمریکا به ترکیه نیاز داشته و به او احترام می گذارد در حالی که از کودتای نظامی در آن کشور پشتیبانی کرده و اردوغان را که متحد اصلی او بوده، به نقطه مقابل خود هل داده است؟ آمریکا چگونه به مصر احترام می گذارد در حالی که بعد از ماجرای میدان التحریر، آن سرنوشت را برای متحد اصلی خود، حسنی مبارک، به وجود آورد.

و البته نگاهی هم به این طرف ماجرا بیندازیم. چگونه آمریکا به ایران نیاز ندارد ولی این همه به او فکر می کند و برایش برنامه می چیند؟ اگر او کارش به ایران گیر نیست چرا اینقدر از رفتارهای ایران عصبانی است. ترامپ در مصاحبه اخیر خود با فاکس نیوز می گوید: «ایران هیچ احترامی برای ما قائل نیست / اگر ایران می‌گفت که بیایید باهم باشیم من با توافق هسته‌ای مشکل نداشتم! / کشتیهای جنگی ایالات متحده در خلیج فارس از سوی قایقهای نظامی ایران احاطه شده و مورد اذیت و آزار قرار گرفته‌اند / من با این توافق کنار می آمدم اگر آنها (ایران) می‌گفتند «خیلی خوب ما الان در کنار هم هستیم؛ اما برعکس شد، آنها جسورتر شده‌اند».

واقعیت جهانی می گوید تنها راه برای کشوری در تراز انقلابی ایران، برای آنکه آمریکا به او احترام بگذارد و از تحریم دست بکشد آن است که با آمریکا همراهی کند، آنچنان که سایر کشورها نیز کم و بیش چنین روندی را در برابر ابرقدرت دنیا برگزیده اند. و البته شاید مسیر پیشنهادی تئوری یادداشت مذکور نیز، همین مسیر باشد.

 

تحلیل های شیک، اما غفلت زا

اما به هر تقدری این قسمت از دیدگاه جناب سریع القلم به شدت قابل دفاع است: «بخش اعظم احترامی که یک کشور به کشوری دیگر می‌گذارد به خاطر نیاز است و نه اخلاق». اما تکمله ای لازم دارد. اینکه باور کنیم ایالات متحده، تجسم بی اخلاقی و جلوه واضح روحیه استکباری است. پس یا باید «با او باشی» یا «بر او»!

تحلیل ارائه شده در آن یادداشت جذاب و شیک است، اما در مورد نقش بین الملل آمریکا تغافل کرده است. اگر ثمره آن تحلیل به نفی روحیه انقلابی گری ایران بینجامد، در خوش بینانه ترین حالت، کشور را به ژاپن دوم بدل خواهد کرد، ژاپنی که امروز ترامپ همو را تهدید می کند که ما حافظ امنیت ژاپن هستیم، اما در مقابل ژاپن باید سر کیسه را شل کند. و حتما ژاپن آرزوها، ناچار است اینبار به نحو واضح تری، سبیل آمریکا را چرب کرده و به او باج بدهد.

 

چاره چیست؟

مسیر درست قدرت برای جمهوری اسلامی همان مسیری است که برای او عزت را تأمین کند و البته این عزت، در آینده ای نزدیک ایران را به قدرت برتر تجاری و اقتصادی و سیاسی و امنیتی هم تبدیل خواهد کرد.

واشنگتن‌پست در همین روزهای اخیرمی نویسد «ایران اکنون قوی‌تر از ۴۰ سال گذشته است / ایران از آشوبهای ۶ سال گذشته درجهان عرب استفاده کرده و پیوسته قابلیتهای نظامی خود راتوسعه داده است.»

ترامپ در مصاحبه مطبوعاتی می گوید همه گزینه ها روی میز است، اما از پاسخ دادن به مجری طفره می رود وقتی می پرسد آیا به ایران حمله خواهید کرد؟ اینجاست که یک جوان ایرانی در صفحه اینستای خود عکسی از موشک های ایرانی منتشر می کند و خطاب به ترامپ می نویسد آقای رئیس جمهور ببخشید که گزینه های ما روی میز جا نمی شود!

با این توصیف توئیت رئیس کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا قابل فهم می شود: واشنگتن برای مقابله با ایران و کره‌شمالی نیازمند تولید سامانه‌های موشکی پیشرفته‌تر است». و این یعنی تئوری قدرت و احترام در نظام بین الملل.

 


Page Generated in 0/0055 sec