printlogo


علی رغم ادعای ترامپ، آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند
لاف در غریبیِ ترامپ!

دونالد ترامپ چهل و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از همان آغاز به کار کمپین انتخاباتی‌اش درباره برجام و نحوه تعامل با ایران اظهارنظرهایی داشت. گرچه وی تاکنون واژه "جنگ با ایران" را به کار نبرده است اما برخی از مواضع رئیس‌جمهور جدید آمریکا این‌گونه استنتاج کردند که برخورد آمریکا با ایران در دوران ترامپ می‌تواند «برخوردی سخت» باشد. در داخل ایران گروهی بنا به سیاست‌هایی سعی در القای این موضوع دارند که قصد ترامپ برای جنگ با ایران واقعی است.
وی هرچند مانند "تد کروز" (یکی از نامزدهای جمهوری‌خواه انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا)‌ از پاره کردن برجام سخن نگفت اما معتقد بود که باید سیاست‌های سختگیرانه‌تری در مواجهه با ایران اتخاذ شود. وی همچنین از آزاد کردن دارایی‌های ایران به‌شدت انتقاد می‌کرد و خواستار فروش موشک‌های معیوب به ایران شده بود. ترامپ در مبارزات انتخاباتی‌اش همواره بر لغو توافق هسته‌ای با ایران و فاجعه‌بار خواندن برجام تأکید می‌کرد و بارها قول داده بود که در صورت لزوم برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای از زور استفاده خواهد کرد. همچنین فرمان اجرایی ترامپ برای منع ورود مسلمانان برخی کشورها از جمله ایران به این کشور و تأکید بر زیر ذره‌بین قرار دادن ایران (Puting Iran on notice) به‌دلیل آزمایش موشکی، 2 نمونه از مواضع و اقدامات او درباره ایران در آغاز کارش به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا است.
اما تندترین موضع ترامپ در قبال ایران، جمله‌ای است که در دوم فوریه یعنی دو هفته پس از مراسم تحلیفش در نشست خبری با خبرنگاران مطرح کرد، آنجا که در پاسخ به سؤال خبرنگاری می‌گوید: "all options with Iran" یعنی «همه گزینه‌ها علیه ایران روی میز است».
اما در مقابل، درباره شکل نگرفتن جنگ دلایل و استدلال‌های بیشتر و روشن‌تری وجود دارد.

ترامپ، اولین مخالف خودش
روشن‌ترین مصداق این امر گفته خود دونالد ترامپ است که می‌گوید: من هرگز درباره اقدامات نظامی حرف نمی‌زنم.
ترامپ در 18 بهمن امسال و در شرایطی که کمپین‌های انتخاباتی به اتمام رسیده و شعارهای انتخاباتی فروکش کرده بود، در گفت‌وگو با «بیل اورایلی»، کارشناس شبکه فاکس‌نیوز آمریکا و در پاسخ به سؤالی راجع به تحرکات نظامی علیه ایران رسماً تاکید می‌کند "من هرگز درباره اقدامات نظامی حرف نمی‌زنم. من همواره از رئیس جمهور اوباما به‌خاطر اینکه اعلام کرد "می‌خواهیم به موصل یا جاهای دیگر برویم"، انتقاد کردم". رئیس‌جمهور آمریکا در پاسخ به سؤال صریح «بیل اورایلی» که پرسید "پس شما در شرایط فعلی برخورد خشنی با ایران نخواهید داشت؟‌"، می‌گوید: نه من سرسخت نیستم.


جنگ آمریکا را کشور جهان سومی کرد
یکی دیگر از دلایل این موضوع را می‌توان اعتراض ترامپ به صرف هزینه‌های سرسام‌آور دولت پیشین آمریکا برای جنگ در منطقه خاورمیانه برشمرد. وی در این باره گفته است "دولت پیشین آمریکا میلیاردها دلار برای جنگ در خاورمیانه هزینه کرده، در هیچ‌کدام هم پیروز نشده و به‌عوض بدهی‌های کلانی برای آمریکا رقم زده و این کشور را در برخی امور به کشوری جهان سومی تبدیل کرده است".
در واقع ترامپ با مخالفت علیه هزینه‌های سرسام‌آور جنگ‌طلبی‌های دولت آمریکا در منطقه خاورمیانه توانست سرمایه‌ اجتماعی مناسبی برای خود در این کشور فراهم آورد.

آمریکا فرست!
همچنین در این میان نباید سیاست ترامپ مبنی بر "America first and only America first" (آمریکا اولین و تنها آمریکا اولین) را نادیده گرفت.
ترامپ در کمپین انتخاباتی خود شدیداً بر شعار «آمریکا را دوباره عالی کن!» تکیه داشت و تأکید می‌کرد که مالیات‌ها و درآمد آمریکا باید صرف بهبود مسائل داخلی این کشور شود، در واقع این سیاست در مقابل رویکرد دولت‌های پیشین آمریکا درخصوص هزینه‌کرد درآمدهای این کشور برای جنگ در خاورمیانه قرار دارد.
همان‌طور که در همین نوشتار گفته شد، ترامپ یکی از منتقدین هزینه‌های میلیاردی جنگ در خاورمیانه بود و اذعان داشت که صرف چنین هزینه‌هایی، آمریکا را در برخی امور به کشوری جهان سومی تبدیل کرده است.
کنار این مسائل برخی از صاحب‌نظران و اندیشمندان آمریکایی نیز بر منتفی بودن گزینه حمله آمریکا به ایران اذعان دارند و حتی معتقدند آمریکا نمی‌تواند به ایران حمله نظامی داشته باشد.


نیویورک تایمز: تهدیدهای ترامپ نمایشی است
روزنامه نیویورک‌تایمز در تحلیلی به اظهارات «ارین سیمپسون» از مشاوران سابق امور نظامی آمریکا در افغانستان اشاره می‌کند و با بررسی اندیشه‌های نظامی دونالد ترامپ به این موضوع اذعان کرده که ترامپ فاقد هرگونه راهبرد نظامی است و تهدیدهای وی جنبه نمایشی و صحنه‌آرایی دارد. «ارین سیمپسون»، می‌گوید: "فکر نمی‌کنم پیشنهاد ترامپ برای افزایش هزینه‌های نظامی ارتباطی با هیچ راهبرد نظامی داشته باشد. او زمان کافی برای انجام بررسی‌های راهبردی کامل نداشته است". سیمپسون همچنین می‌گوید: "به‌نظرم او (ترامپ)‌ به مقوله زور نگاهی عملکردمحور دارد. از نگاه او سودمندی زور در توان نمایش دادن آن است".

فارن افرز: جنگ را بی خیال، میانه‌روها را بچسب
نشریه فارن‌افرز هم در مقاله‌ای ضمن رد گزینه برخورد سخت ایران و آمریکا، به دونالد ترامپ توصیه کرده که "هوای روحانی را داشته باش" چراکه معتقد است رودررویی و برخورد سخت با ایران بسیار پرهزینه خواهد بود و ترامپ باید از آن اجتناب کند. این نشریه که وابسته به شورای روابط خارجه آمریکاست این‌گونه نوشته که علی‌رغم برخی گامهای اشتباه، اما سیاست مشابه اوباما (مذاکره و...) برای اعمال اهداف آمریکا درباره ایران موفقیت‌آمیز بوده است. فارن‌ افرز همچنین با طرح این پیشنهاد به ترامپ که "تا خیلی دیر نشده (اشاره به انتخابات 96 ایران) گروهی را که میانه‌روها نامیده تقویت کند"، می‌نویسد: دولت آمریکا راهی جز تداوم همان راه اوباما برای مهار نرم ایران نخواهد داشت.

سی‌ان‌ان: ترامپ عقب‌نشینی کرده؛ حمایت از میانه‌روها باید اصل باشد
شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان نیز در گزارشی تأکید می‌کند که "آمریکا و اسرائیل می‌دانند که در رویارویی نظامی با ایران پیروز نخواهند شد. ترامپ از تهدیدهای ضدایرانی خود عقب‌نشینی کرده است". این شبکه تلویزیونی می‌افزاید: ترامپ با دادن امتیاز به میانه‌روها در تهران می‌تواند محدودیت‌های برجام را برای مدت نامحدود طولانی کند.

اوباما: بین حکمرانی و تبلیغات انتخاباتی تفاوت است/ ترامپ اتفاقاً اهل تعامل است!
باراک اوباما رئیس‌ جمهور پیشین ایالات متحده آمریکا هم طی سخنانی در مصاحبه با ای‌بی‌سی نیوز این‌چنین می‌گوید: ترامپ بسیار اهل تعامل و اهل معاشرت است.
ساکن پیشین کاخ سفید اذعان می‌کند: ترامپ پذیرای پیشنهاداتی که من به او کرده‌ام، بوده است. اصلی‌ترین موضوعی که من تلاش کردم به او بگویم این بوده که بین حکمرانی و تبلیغات انتخاباتی تفاوت وجود دارد.

رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا: نمی‌خواهیم با ایران بجنگیم
«ژوزف دانفورد»، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نیز اخیراً با حضور در اندیشکده بروکینگز، به تشریح راهبردهای آمریکا در قبال دشمنانش پرداخته و ضمن دسته‌بندی ایران، روسیه، چین و کره‌شمالی به‌عنوان گروه 4 و معرفی آنها به‌عنوان مهم‌ترین دولت‌هایی که آمریکا باید نگران‌شان باشد، می‌گوید: "البته بسیار اهمیت دارد که بگویم منظور ما این نبود که تلویحاً بگوییم می‌خواهیم با این کشورها بجنگیم".

اندیشکده کیتو: فشار به ایران جواب نمی‌دهد؛ «تعامل» کنید
در این میان نیز اندیشکده آمریکایی «کیتو» خطاب به ترامپ تأکید کرده که فشار روی ایران جواب نمی‌دهد و باید از در تعامل وارد شود. اندیشکده «کیتو» در گزارش خود این‌گونه می‌نویسد: عده‌ای در آمریکا پیشنهاد کرده‌اند دولت آمریکا با پخش برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی و با توسل به شبکه‌های اجتماعی، میان مردم ایران و نظام سیاسی این کشور اختلاف ایجاد کنند، اما شواهد اندکی این را تأیید می‌کنند که اعمال فشار از این طریق به پیشبرد اهداف آمریکا کمک خواهد کرد. از آنجا که بعید است سیاست اعمال فشار بر ایران نتایج مثبت به بار آورد، آمریکا بایستی سیاست تعامل را دنبال کند. در واقع این شواهد نشان می‌دهد علی‌رغم تلاشها برای ساختن تصویری جنگ‌طلب از ترامپ و القای تقابل نظامی آمریکا و ایران در دوره جدید، دولت آمریکا به‌اذعان صاحب‌نظران و کارشناسان این کشور راهی جز تداوم همان راه اوباما برای مهار نرم ایران نخواهد داشت چراکه «توانایی» بهره‌گیری نظامی در مقابل ایران را همچون پیشینیانش ندارد.

 

 

نگاهی به بیانات رهبر معظم انقلاب درباره زمینه های وقوع جنگ احتمالی توسط دشمن
پذیرش برجام، نمایش ضعف، زمینه سازی جنگ

 

رهبر معظم انقلاب هفته گذشته در دیدار با دست‌اندارکاران راهیان نور اعتقاد به ایستادگی دربرابر زورگو را از جمله ثروت‌ها و ارزش‌های فرهنگ ملت ایران خواندند و تاکید کردند:
   «علت شروع جنگ تحمیلی این بود که دشمن بعثی و حامیانش در ما احساس ضعف کردند و اگر از تصرف چند روزه تهران مطمئن نبودند، قطعاً جنگ را آغاز نمی کردند.... این، یک قاعده کلی است که «احساس ضعف موجب تشویق دشمن به حمله خواهد شد»، بنابراین اگر می خواهید دشمن را از تهاجم منصرف کنید، باید از نشان دادن احساس ضعف بپرهیزیم و نقاط قوت فراوانی را که در اختیار داریم، آشکار کنیم.»
اگر نگاهی به بیانات رهبر انقلاب در طی ماه‌های گذشته  بیاندازیم متوجه خواهیم شد که ایشان ابتدائاً در دیدار با مردم آذربایجان در 27 بهمن علت دروغین عدم شروع جنگ علیه ایران را که همان تئوری " اگر برجام نبود پس جنگ می‌شد " را رد کردند. با رد شدن این تئوری و دروغ محض خواندن آن توسط رهبر انقلاب، ایشان در گام بعدی علت اصلی وقوع جنگ علیه یک کشور را تشریح می‌کنند که همان از احساس دشمن از ضعف یک کشور می‌باشد.
 لذا پر واضح است که اولاً برجام جلوی جنگ را نگرفت و این دروغ محضی بیش نبوده است؛ ثانیاً درک دشمن از ضعف شما در نهایت حمله به شما را به ارمغان خواهد داشت.
 در واقع تاکید رهبر معظم انقلاب بر روی نوعی بازدارندگی منطقی است که برای زندگی کردن در صلح مجبوریم آماده جنگ باشیم و با سرمایه گذاری بر روی نیروهای قوای دفاعی خود هیچ ضعفی را به دشمن نشان ندهیم. به همین جهت و مبتنی بر همین منطق باید اذعان کرد که اظهاراتی از این دست که " آمریکا می‌تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی کشور را از کار بیاندازد " توسط محمد جواد ظریف در دانشگاه تهران نوعی ارسال پیام ضعف به دشمنان ایران است که کشور را به آستانه جنگ نزدیک‌تر می‌کند.
 رهبر انقلاب همچنین این قاعده را در عرصه‌های فرهنگی و اقتصادی صادق دانسته و خاطرنشان کردند:
 اشتباه برخی در چالش بزرگ اقتصادی که کشور اکنون دچار آن است، این بود که در زمینه اقتصادی اظهار ضعف شد و دشمن دید که اینجا می‌توان فشار آورد و فشار را زیاد کردند.
 در این زمینه نیز باید خاطرنشان کرد که اولاً این بیانات رهبر انقلاب مسبوق به سابقه نیز بوده و ایشان در حرم مطهر رضوی اشتباه مسئولین در بزرگ‌کردن تحریم‌ها و  همچنین در تقویت برداشته شدن تحریم‌ها را علت فشار دشمن بر کشور دانسته و خاطرنشان می‌کنند:  یکی از سه ابزار مؤثّر دشمن عبارت است از تحریم. دشمن احساس کرده است که کشور ما و ملّت ما از تحریم ضربه میبیند؛ متأسّفانه خود ما هم این برداشت را در او تقویت کردیم. یک جاهایی و در یک برهه‌ای دائم تحریم را بزرگ کردیم که آقا تحریم است، تحریم است، باید تحریم را برداریم، اگر تحریم باشد این‌جور به ما ضربه میخورد و مانند اینها؛ از آن‌طرف هم برداشتن تحریمها را باز تقویت کردیم، بزرگ کردیم، بزرگنمایی کردیم که اگر تحریمها برداشته بشود این اتّفاق خواهد افتاد، آن اتّفاق خواهد افتاد؛ اتّفاقاتی که نیفتاد و اگر همین‌جور هم پیش برویم نخواهد افتاد. لکن دشمن احساس کرده است که با ابزار تحریم میتواند بر ملّت ایران فشار بیاورد؛ دشمن این را احساس کرده است.
 ثانیاً مطابق با بیانات رهبر انقلاب می‌توان اذعان کرد که اظهار ضعف حسن روحانی آن هم در برهه‌ حساس پیش از مذاکرات در رابطه با  با گره زدن مشکل آب خوردن مردم به تحریم‌ها و بیش از حد مهم جلوه دادن آن نیز از جمله اصلی‌ترین دلایل تهاجم اقتصادی دشمن بوده است.
لذا باید بپذیریم که سیاست های دولت یازدهم نه تنها سایه جنگ- در صورت صدق گفتار دولت مردان در این باره-  را از سر کشور برنداشته باشد بلکه کشور را در روندی معکوس قرار داده است.

 

غربگرایان، «باعث» جنگ هستند نه «مانع» جنگ
 

حسین صفدری

دوگانه جنگ و صلح صحیح است اما دقیقا برعکس آنچه که غربگرایان داخلی وانمود می کنند.
 غربگرایان داخلی تلاش داشتند و دارند تا القا کنند اگر فردی انقلابی به ریاست جمهوری برسد، بر اثر تندروی! و افراط! وقوع درگیری نظامی و جنگ حتمی خواهد بود. آنها بحث برجام و مذاکره و رابطه را پیش کشیدند تا از این رهگذر خود را بانی صلح و عامل ضد جنگ نشان دهند؛ تا اینکه این مطلب با سخنان صریح رهبر انقلاب به " دروغ محض " تعبیر شد و این یعنی از این پس هرکس بگوید برجام و مذاکره سایه جنگ را از کشور دور کرد در برابر ملت دروغگوی بزرگ است. اما ایشان در دیدار دست اندرکاران راهیان نور جمله کلیدی دیگری فرمودند: "جنگ تحمیلی بخاطر این اتفاق افتاد که دشمن در ما احساس ضعف کرد...اگر میخواهید دشمن را از تهاجم منصرف کنید، اظهار ضعف نکنید و قوت خود را اشکار کنید"
 این سخنان واضحا نشان می دهد که با وجود روند اظهار ضعف و عجز در برابر بیگانه، اتفاقا وقوع جنگ و تهاجم محتمل تر است تا آنکه انقلابی عمل کنیم و قوت خود را به رخ بکشیم. آنچه که در سه و نیم سال گذشته دیده ایم سراسر ضعف نمایی از اوضاع داخل بوده که نمونه دم دستی آن "خالی بودن خزانه" و "گره زدن آب خوردن به مذاکرات" و "ناتوانی در پرداخت حقوق کارمندان در صورت نبود برجام" بوده است. حالا می توان به یقین رسید دوگانه جنگ/صلح صحیح است اما با این تفاوت که اگر آقایان کدخدا دوست و ضعف نما برمسند قدرت باشند باید منتظر جنگ باشیم، دقیقا بر عکس آنچه وانمود می کنند!

 

حمله نظامی ترامپ فقط در دوره مسئولیت روحانی و ظریف امکان وقوع دارد

مسعود یارضوی

 

دونالد ترامپ، رئیس جمهور جدید آمریکا، مردی است که هنری کیسینجر سیاستمدار کهنه‌کار آمریکایی درباره او گفته بود هیچ عقل متعارفی انتخاب ترامپ را پیش‌بینی نمی‌کرد!
این سخن که در کلام کثیری از تحلیلگران و استراتژیست‌های جهان و حتی ایران نیز بیان شده است، معانی لاحق و مترتّب فراوانی با خود دارد. یکی از عمده‌ترین این معانی نیز آن است که تصوری درباره پیروی آقای ترامپ از واقعیت‌های موجود در جهان و روندهای عقلانی وجود ندارد. به سخن دیگر، این استدلال و ایضاً تصمیمات جنجالی ترامپ در روزهای آغازین صدارت او نشان می‌دهد که گزینه‌ای به نام "حماقت" به هیچ وجه از مبانی تصمیم‌گیری ترامپ دور نیست. یعنی او یکی از روسای جمهور آمریکا به نظر می‌رسد که انتخاب گزینه "جنگ" توسط او به هیچ وجه دور از ذهن نیست.

دشمن پشت دروازه‌ها
حقیقت این است که دشمنان جمهوری اسلامی ایران بویژه در مثلث غربی، عبری، عربی طی 40 سال گذشته بارها و بارها به گزینه جنگ علیه ایران اندیشیده‌اند و حتی به تعبیری تا مقطع فرستادن هواپیماهای نظامی خود روی باند هم پیش رفته‌اند اما هیچگاه نتوانستند شاسی فرمان حمله علیه ایران را فشار دهند.
این نتوانستن نیز دلایل فراوانی داشته است که ما برخی را می‌دانیم و برخی را نمی‌دانیم اما آیا این دلایل به معنی خروج همیشگی گزینه جنگ از دستور کار دشمنان ایران است؟! هرگز!
زیرا عقل سلیم با دیدن حقد و کینه دشمنان نظام و انقلاب و رفتارهای آنها در مواجه ژئوپولتیکی با ایران اسلامی؛ هرگز به خود اجازه نخواهد داد که نسخه "لالایی برای موشک‌ها" را برای ایران اسلامی تجویز و اینطور بیان کند که دیگر می‌توانید آسوده باشید...
اما از پس این دو معادله یعنی زیست توامان ترامپ و حماقت با یکدیگر و عدم دگردیسی دشمنی‌های خانمان برانداز با نظام اسلامی چه چیزی هویدا می‌شود؟

گاهی حماقت، گاهی جنگ
 اگرچه جریان سیاسی خاص در داخل ایران امیدواری زیادی به انتخاب هیلاری کلینتون در انتخابات آمریکا داشت و او را یک آکادمیسین سیاسی تصور می‌کرد که قصدی برای مواجهه نظامی با ایران ندارد! اما جدای از این تحلیل غلط، رأی آوری ترامپ در آمریکا سبب‌ساز زمزمه‌های زیادی مبنی بر احتمال ورود او به فاز نظامی علیه ایران به عنوان بزرگترین همآورد آمریکا برانگیخته است.
زمزمه‌هایی که اگرچه سعی دارند در قامت تحلیل اثبات کنند که این اتفاق رخ می‌دهد یا نه؟! اما فعلا منطقی‌ترین فرضی را که در مقابل نظر قرار داده‌اند این است که جدای از جنگ اما گزینه حماقت هرگز از مبانی تصمیم‌گیری کاخ سفید در دوران ترامپ دور نیست.
یعنی حتی معتقدان به دولت سایه و هیات حاکمه روش‌محور آمریکا نیز بایستی این فرض را در نظر بگیرند که این دولت خاکستری نیز می‌تواند از آب گل‌آلود حماقت ترامپ، ماهی مورد نظر خود را صید کند.

حمله احتمالی ترامپ به ایران در چه شرایطی رخ خواهد داد؟
«ترامپ و حماقت می‌توانند با یکدیگر توام باشند»، «ایران با دشمنانی مواجه است که تمام گزینه‌های روی میز خود را مورد توجه قرار می‌دهند» و «ممکن است آمریکا روزی علیه ایران مرتکب حماقت شود»...
این سه نتیجه‌ی آشکاری است که از اپیزودهای بالا به ذهن متبادر می‌شود.
اکنون می‌توان به یک سوال پاسخی به‌هنگام داد...
و آن اینکه اگر ترامپ بخواهد علیه ایران اسلامی مرتکب حماقت شود؛ در چه شرایطی دست به این کار خواهد زد؟!
آیا در صورت حضور یک دولت و رئیس‌جمهور در ایران که از آمریکا خائف هستند و صراحتاً عنوان کرده‌اند که آمریکا با یک بمب می‌تواند زیرساخت‌های دفاعی را از بین ببرد؛ به این حماقت تشویق می‌شود یا در صورتی که با یک دولت و رئیس‌جمهور مقتدر و منتقد وضع موجود طرف باشد؟
بدیهیست که حتی یک دیوانه هم در شرایطی که تصمیم به دیوانگی می‌گیرد اما ترجیح می‌دهد که قبل از هر چیز، شرایط این دیوانگی را فراهم آورد و چه چیزی برای ترامپ و حماقت‌های معروفش بهتر از اینکه "وضع موجود" در ایران ادامه پیدا کند تا اگر امر آمریکا دائر بر جنگ با ایران شد؛ دولتی بر سر کار باشد که نسبت به مقامات کاخ سفید ابراز لبخند کند و در یک کلام آمریکا را کدخدای جهان بداند...؟

 

رئیس جمهور جدید امریکا به خوبی می داند که چه می کند و به کجا می رود
ترامپ، نه دیوانه است نه غیرقابل پیش بینی

دکتر منوچهر محمدی

مقدمه
پیروزی دونالد ترامپ، مرد جنجالی و شگفتی ساز قرن! در انتخابات ریاست جمهوری امریکا نه تنها موجب حیرت و تعجب همه تحلیلگران سیاسی و ناظران جهانی گردید بلکه موجب سردرگمی برای همه کارگزاران و دولتمردان کشورهای جهان و حتی احزاب دموکرات و جمهوری خواه در امریکا گردیده و از این رئیس جمهور نوظهور با عناوینی همچون دیوانه، غیر متعادل، غیرقابل پیش بینی، هرج و مرج طلب و ساختارشکن یاد می کنند!!!
اینجانب که با دقت هرچه تمام تر مبارزات انتخاباتی و همچنین مواضع اتخاذ شده دونالد ترامپ چه در دوران مبارزات انتخاباتی و چه بعد از پیروزی او را  پیگیری می کردم، به این جمع بندی رسیدم که بر خلاف آنچه که گفته می شود ترامپ نه دیوانه است و نه غیر قابل پیش بینی بلکه  به خوبی می داند که چه می کند و به کجا می رود.
من او را چیزی شبیه یک  صاعقه آسمانی و عذاب الهی تشبیه کرده ام که با ساختار شکنی دارد بر فرق صاحبان قدرت و ثروت در امریکا و نظام سلطه جهانی فرود می آید و بخاطر مظالمی که طی چندین قرن بر ملل مظلوم جهان وارد آمده است تاوان می دهد و در این راستا دارد ساختار نظام سلطه را در هم می شکند و همه قواعد حاکم بر این ساختار را زیر پا گذارده و آنها را به چالش کشانده است.

  ترامپ از درون جامعه سرمایه داری و بدون هیچ پیشینه سیاسی وارد گود سیاست گردیده و از آنجا که در تجارت و اقتصاد سرمایه داری موفق بوده است اینک که به جهان سیاست وارد شده است از همان دریچه و بر اساس همان قاعده هزینه و فایده مادی به آن نگاه می کند و وظیفه و رسالت  خود می داند که به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده امریکا تنها در حفظ منافع مادی شهروندان امریکا که تا کنون به نفع اقلیتی از صاحبان قدرت و ثروت و لابی های قدرتمند نادیده گرفته شده بود تلاش کند.

 او با استدلال به این امر که جنگ های مستقیم و دخالت های نظامی امریکا در سراسر دنیا همچون جنگ های کره، ویتنام، عراق و افغانستان ثمری جز اتلاف هزینه و جان امریکایی ها نداشته و خسارت بار بوده اند، سیاست خود را بر مخالفت با جنگ سالاری و جنگ افروزی می داند.

  او در رابطه با متحدین اروپایی و تحمل هزینه های ناتو تجدید نظر نموده و مدعی است که وجود ناتو و اتحادیه اروپا برای دولت امریکا جز هزینه، نفع دیگری در بر  ندارد و اگر اروپایی ها آن را مناسب مصالح خود می دانند باید هزینه های مترتبه را خود بپردازند و نباید بر دوش امریکا باشد و در عین حال مشکلات داخل اروپا همچون مسئله اوکراین را خود حل کنند و انتظار نداشته باشند که امریکا در روابط خود با روسیه و با سایر قدرت ها به مدد آن ها آمده و مسئولیت حل آن ها را از امریکا بخواهند.

  ترامپ بر این باور است که جمهوری خلق چین با تسخیر بازار بزرگ امریکا با کالاهای ارزان قیمت خود موجب تعطیلی کارخانجات تولیدی داخل گردیده و کارگران امریکایی را از کار بیکار کرده است و بنابراین چین باید بپذیرد که با پرداخت تعرفه های جدید، رقابت پذیری با تولیدات داخل،صنایع تولیدی امریکا نجات می یابد.

  او اعتراف می کند کشوری که با داشتن 23 هزار میلیارد دلار بدهی در شرف ورشکستگی و فروپاشی از درون است چگونه می خواهد و می تواند ادعای ابرقدرتی نموده و هزینه های سنگین آن را بپردازد. پس بهتر است به درون خود بازگشته و مشکلات خود را برطرف نماید.

 نگاه ترامپ به سیاست از درون اقتصاد و نفع و زیان مادی آن می باشد. سیاست بازی های حاکم بر جامعه امریکا را نادیده گرفته و به چالش کشیده است و به همین جهت است که حتی جمهوری خواهان حاکم بر کنگره امریکا نسبت به سیاست های ترامپ نظر خوشایندی ندارند.

  در مورد مقابله با تروریسم هم که در دوران مبارزات انتخاباتی به شدت به خانم کلینتون حمله می کرد و او را مسئول شکل گیری داعش و امثالهم می دانست و این سیاست را برای غرب به ویژه امریکا خسارت بار می دانست. سیاست متضادی را نسبت به دولت قبل در پیش گرفته و در این جهت سیاست همکاری با روسیه، حتی ایران و بشار اسد را پیشنهاد می کند تا بتوان نسبت به ریشه کن کردن تروریسم که بلای جان غرب شده است موفق شد.

  نسبت به رژیم صهیونیستی همچنان مانند دولت های قبلی و با توجه به نفوذ لابی صهیونیسم در امریکا اعلام حمایت نموده و می نماید در عین حال حاضر نیست برای دفاع از آن رژیم هزینه چندانی بپردازد و یا سربازان امریکایی را به خطر بیندازد!

 در مورد برجام و مسائل ایران سیاست تشدید تحریم ها را ادامه خواهد داد بدون آنکه برجام را پاره کند و در عین حال گزینه نظامی در راستای ضدیت با جنگ سالاری در دستور کار او نخواهد بود.

 به شیوخ عرب و حاشیه جنوبی خلیج فارس به عنوان گاوهای شیردهی نگاه می کند که باید تا می توان آن ها را دوشیده تا مشتریان خوبی برای امریکا باشند و آن ها را خریداران پولداری می داند که می توانند در خریدهای تسلیحاتی سود قابل توجهی نصیب امریکا بنمایند.
 در عین اینکه در ذهن خود تصمیمات و برنامه ریزی دراز مدت دارد ولی با مشت بسته عمل می کند و در عین حال قابل پیش بینی است که در آینده به چه اقداماتی دست خواهد زد.
 حقوق بشر در قاموس ترامپ جایگاهی ندارد و تمسک به آن بر خلاف دولت های گذشته  جایگاهی ندارد.
 ترامپ علیه رسانه ها موجود در غرب که صاحبان قدرت و ثروت و نظام سلطه را نمایندگی می کنند حمله همه جانبه ای وارد نموده است و خود تبدیل به رسانه ای شده است که خودش را نمایندگی می کند!
 به موضوع مهاجرین و خارجی هایی که در امریکا هستند اعم از آنکه حضورشان قانونی و یا غیر قانونی است به عنوان بیگانگانی نگاه می کند که مشاغل موجود در امریکا را اشغال کرده و موجب بیکاری امریکایی هایی شده است که بعنوان شهروندان واقعی امریکا شناخته می شوند.
 در واقع ترامپ همان نقشی را در ایالات متحده امریکا بر عهده گرفته است و مصر در اجرای آن می باشد که گورباچف در اتحاد جماهیر شوروی بر عهده گرفته بود و موجب فروپاشی ساختار حاکم بر آن ابرقدرت گردید و اگر ترامپ فرصت بیابد و او را از صحنه سیاست بهر طریق ممکن حذف نکنند باید منتظر همان سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی برای ایالات متحده امریکا بود.
 رئیس جمهور جدید امریکا برای دولت دوازدهم در جمهوری اسلامی هم می تواند فرصت باشد و هم تهدید باشد. در صورتی که آن دولت سیاست درون زا را در پیش گرفته و با تکیه بر توان عظیم داخل تحریم ها را ناکارآمد نماید یقیناً فرصت است و موجب اقتدار هر چه بیشتر جمهوری اسلامی خواهد شد و بموازات فروپاشی امریکا به عنوان قدرت برتر جهانی ظهور خواهد کرد.

 

محدودیت بیشتر از سوی دولت یازدهم برای صنعت هسته ایِ دکوری شده
آمریکا بدعهدی می کند، دولت تدبیر و امید عقب نشینی!

گزارش اخیر یوکیا آمانو دبیرکل سازمان بین المللی انرژی اتمی بیانگر آن است که ایران فراتر از تعهداتی که در برجام پذیرفته، اقداماتی را در جهت محدودیت هر چه بیشتر صنعت دکوری شده هسته ای انجام داده است .
این گزارش که به تاریخ 24 فوریه 2017 (6 اسفند 1395)  و به شماره GOV/2017/10 منتشر شده  بیانگر آن است که مقامات دولت یازدهم 3 تعهد فرابرجامی جدید را پذیرفته اند.
 آمانو در گزارش خود اشاره کرده است که ایران ذخایر آب سنگین خود را به 124 تن و ذخایر اورانیوم خود را به 101 کیلوگرم کاهش داده ، علاوه بر این با بازرسی های فراتر از آنچه که در برجام مشخص شده موافقت کرده است.
 
کاهش ذخایر استراتژیک آب سنگین
یکی از موضوعات مهمی که در گزارش آمانو آمده است به موضوع ذخایر استراتژیک آب سنگین ایران باز می گردد. آمانو در گزارش پیشین خود در آذر ماه 1395 آورده بود که ذخایر آب سنگین ایران 100 کیلوگرم بیش از 130 تن مورد توافق در برجام رسیده است .
 همین اشاره آمانو موجی از اظهارنظرها و تهدیدات مقامات آمریکایی و برخی از کشورهای غربی را به دنبال داشت که موجب شد مسئولان سازمان انرژی اتمی به سرعت مبادرت به کاهش ذخایر اب سنگین ایران بکنند اما به ازای 100 کیلوگرم کاهش ذخیره اورانیوم، 6 تن کمتر از حد مجاز این ذخایر را کاهش دادند و در نهایت ذخایر آب سنگین را به 124.2 تن آب سنگین رساندند.
 در گزارش آمانو در این باره آمده است:
-  ... در تاریخ 8 نوامبر 2016 آژانس راستی‌آزمایی کرد که ذخیره آب سنگین ایران به 130.1 متریک تن رسیده بود (بند 14) و نیز همچنانکه پیش‌تر گزارش شد ، در تاریخ 21 نوامبر 2016، ایران به آژانس اطلاع داد که در تاریخ 19 نوامبر 2016، مقدار 11 متریک تن از آب سنگین درجه هسته‌ای خود را به خارج از ایران منتقل کرده است و در تاریخ 6 دسامبر 2016 آژانس مقدار 11 متریک تن آب سنگین درجه هسته‌ای را در مقصدی خارج از ایران راستی آزمایی کرد. از زمان انجام این انتقال، ذخیره آب سنگین ایران از 130 متریک تن فراتر نرفته است. در 14 فوریه  2017 (26 بهمن 1395)، آژانس ذخیره آب سنگین ایران را 124.2 متریک تن راستی آزمایی کرد.  
 
کاهش ذخایر اورانیوم ایران به 101 کیلوگرم
علاوه بر کاهش ذخایر استراتژیک آب سنگین که حداقل مقدار لازم برای نیروگاه آب سنگین اراک می باشد ، آمانو اشاره کرده است که ایران ذخایر اورانیوم خود را نیز کاهش داده است.
این درحالی است که در نتیجه برجام تیم مذاکره کننده به ریاست ظریف پذیرفته بود که ذخایر ایران را با کاهش 98 درصدی از ده هزار کلیو به 300 کیلو کاهش دهند. با این حال در گزارش آمانو آمده است که ایران از این مقدار نیز پایین تر رفته و ذخایر خود را به 101 کیلوگرم رسانده است.
در بخشی از گزارش آمانو در این باره آمده است:
- در بازه زمانی گزارش، کل موجودی ذخیره شده اورانیوم غنی سازی شده ایران از میزان 300 کیلوگرم UF6 غنی شده تا میزان 67/3 درصد اورانیوم 235 (یا معادل آن در اشکال مختلف شیمیایی) فراتر نرفته است (بند 56). میزان 300 کیلوگرم UF6 معادل با 202.8 اورانیوم می‌باشد.
- در تاریخ 18 فوریه 2017 (30بهمن 1395)، میزان اورانیوم غنی شده تا 3.67 درصد اورانیوم 235 ایران 101.7 کیلوگرم بوده است بر اساس برجام و مصوبات کمیسیون مشترک.
این بند از گزارش آمانو ادعای رسانه های غربی در اوایل بهمن ماه سال جاری درباره موافقت ایران با کاهش ذخایر اورانیوم خود در جلسه کمیسیون مشترک تایید و ادعای مقامات ایرانی در تکذیب خبر مربوطه را رد می کند.
پیش از این وال استریت ژورنال در خبری در تاریخ 1 بهمن 1395 و ساعاتی پس از پایان جلسه کمیسیون مشترک منتشر شد عنوان کرد تیم ایرانی موافقت کرده  که تعهداتی فراتر از برجام را بپذیرد و به رغم تعیین سقف ۳۰۰ کیلوگرمی برای نگهداری اورانیوم در داخل خاک ایران، نمایندگان دولت ایران با رسیدن این مقدار به کم‌تر از ۲۰۰ کیلوگرم موافقت کرده‌اند.
بر اساس متن برجام قرار بود ایران تا سقف 300 کیلو اورانیوم را به عنوان ذخیره داشته باشد و علاوه بر آن بدون هیچ محدودیتی، مواد انباشته شده در لوله ها را نیز نگه داری کند.
 
افزایش نظارت ها با موافقت مقامات دولت یازدهم
اما علاوه بر دو مورد بالا ، یکی دیگر از بخش های مهم گزارش آمانو تاکید وی بر موافقت ایران با پذیرش بازرسی های بیشتر از از آنچه که در برجام مورد توافق قرار گرفته بود، می باشد.
در قسمت D گزارش مدیرکل سازمان انرژی اتمی ذیل عنوان Transparency Measures (اقدامات شفاف سازی) آمده است:
- ایران کماکان به آژانس اجازه داده تا از نظاره گرها و مهر و موم‌های الکترونیکی آنلاین در زمینه غنی سازی استفاده کند تا بدین وسیله وضعیت آنها در اماکن هسته‌ای به بازرسان آژانس مخابره و جمع آوری خودکار ثبت سوابق اندازه گیری توسط ادوات اندازه گیری نصب شده آژانس تسهیل شود (بند 67.1). ایران بنا به درخواست آژانس نسبت به صدور روادید درازمدت برای بازرسان منصوب آژانس اقدام کرده و برای آژانس در اماکن هسته‌ای، محل کار مناسب فراهم کرده و استفاده از محل کار در مکان‌های نزدیک سایت‌های هسته‌ای در ایران را تسهیل کرده است (بند 67.2). ایران بازرسان اضافی آژانس تعیین شده برای ایران را قبول کرده است (بند 67.33)
 
محدودیت شدید برای خرید کالای دوگانه
گزارش اخیر یوکیا آمانو علاوه بر اینکه نشان داد ایران سه گام بزرگ دیگر در عقب نشینی از آنچه که توافق شده برداشته ، یک موضوع دیگر را نیز برجسته می کند و آن اینکه طی حدود 20 ماه از توافق هسته ای تنها یک بار جلسه کمیسیون خرید مشترک برگزار شده است.
کمیسیون خرید مشترک طرحی بود که از سوی کشورهای غربی برای ایجاد محدودیت جدی برای دسترسی ایران به آنچه که کالا با کاربری دوگانه خوانده می شد، در برجام گنجانده شد.  در برجام بسیاری از کالاها که لزوما مربوط به صنعت هسته ای نبوده و مقدار قابل توجهی از آن به حوزه فناوری، تحقیق و توسعه ، به خصوص صنایع Hi Tech می باشد ، جز کالاهای ممنوعه قرار گرفتند که تنها در صورت مجوز کمیسیون خرید که ترکیب آن شامل ایران ، روسیه ، چین، آمریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان و نماینده اتحادیه اروپا و با حضور نماینده آژانس است، اجازه فروش آن به ایران داده می شود . گزارش آمانو نشان می دهد که در این مدت تنها یک بار جلسه کمیسون مشترک برگزار شده این یعنی آنکه برخلاف ادعای اولیه اعضای دولت یازدهم خرید این دست از اقلام دارای محدودیت بسیار شدید است و دولت ترجیح می دهد قید خرید این کالاهای مهم را بزند.در گزارش آمانو در این باره آمده است:
- طی مقطع زمانی این گزارش، آژانس تنها در یک در جلسات گروه کاری خرید کمیسیون مشترک شرکت نکرده است. (برجام، ضمیمه چهار - کمیسیون مشترک، بند 6.4.6)
هر چند آش بدعهدی آمریکایی ها چنان شور شده که آقای روحانی و برخی از اعضای تیم مذاکره کننده به ریاست ظریف به عهدشکنی آمریکایی ها نیز اشاره ای هر چند گذرا و کوتاه می کنند با این حال اجرای تعهدات بیشتر و پذیرش محدودیت های شدیدتر از سوی دولت موسوم به تدبیر و امید بر اساس هیچ منطقی قابل هضم نیست.
 

 

خداحافظی زود هنگام ظریف از روحانی و کابینه بعدی وی بعد از طیب نیا و قاضی زاده
فرار «قهرمان دیپلماسی» از نتایج برجام

در حالیکه پیش از این، علی طیب‌نیا (وزیر اقتصاد) و سیدحسن قاضی‌زاده هاشمی (وزیر بهداشت) اعلام کرده بودند که حتی در صورت پیروزی روحانی نیز ترجیح می‌دهند در دولت نباشند؛ حالا محمد جواد ظریف سومین وزیری است که  اعلام قطع همکاری با دولت آینده روحانی می کند. آن هم وزیری که روحانی در چهارسال گذشته به عنوان موتور محرکه دولت به آن می نگریست. محمد جواد ظریف، وزیر خارجه کشورمان در آخرین ماه‌های دولت یازدهم به گفتگو با یکی از رسانه‌ها نشسته است که این گفتگو حاوی برخی از نکات در مورد موضوعات مختلف سیاست خارجی کشورمان از جمله ارتباط با همسایگان، برجام، مسائل منطقه و...  است.
در همین راستا یکی از بخش های جالب توجه این گفتگو جوابی است که ظریف در پاسخ به این سوال که اگر در دولت آینده پست وزیر خارجه دوباره به شما پیشنهاد کنند مسئولیت وزارت خارجه را مجدد بر عهده بگیرید، آیا شما این پیشنهاد را قبول می کنید؟ می دهد. ظریف در این باره می گوید:
«من ترجیح می‌دهم پیشنهاد وزارت‌خارجه به فرد دیگری داده شود».
عدم تمایل به همکاری با دولت آینده از سوی مهم ترین وزیر دولت روحانی قطعا اثرات بزرگی بر مسیر پیش روی حسن روحانی خواهد گذاشت. محمد جواد ظریف در طول چهارسال گذشته به عنوان نقطه ثقل دولت یازدهم شناخته می شد. شخصیتی که به لطف رپورتاژهای تیم رسانه ای دولت به چهره ای تبدیل شده بود که تمامی گره ها به دست او گشوده خواهد شد. وزیری که به عنوان موتور محرکه دولت یازدهم شناخته می شد به نحوی که روحانی در همایش اجرای برجام، دیپلماسی را تکیه گاه اقتصاد معرفی کرده بود که به واسطه اعتماد به مذاکرات هسته ای می توان مشکلات اقتصادی را رفع نمود. با این وجود شکست برجام و نقض های پی در پی آن باعث شده است که محبوبیت ساختگی برای «قهرمان دیپلماسی دولت روحانی» با بحران روبرو شود. از سوی دیگر روی کار آمدن رئیس جمهور جدید آمریکا که در تبلیغات انتخاباتی وعده پاره کردن برجام را داده بود نیز در امیدواری ظریف برای ادامه حضور در دولت را از دست داده است. ظریف این روزها ترجیح می دهد تا با کناره گیری از دولت، از مشکلات پیش روی برجام در امان باشد.
با این وجود این اولین باری نیست که یکی از وزرای روحانی از عدم تمایل خود به ادامه همکاری سخن می گوید. علی طیب‌نیا، وزیر اقتصاد دولت  یازدهم اولین نفری بود که ناقوس خداحافظی با روحانی را به صدا در آورده بود. طیب نیا در بخشی از گفت‌وگوی خود با روزنامه اصلاح‌طلب شرق، بیان کرده بود:
    «در دولت بعدی نخواهم ماند. امکان ندارد. بمانم که چه؟ می‌روم دانشگاه درسم را می‌دهم، انتقادم را می‌کنم، کارهای پژوهشی‌ام را پیش می‌گیرم، حقوقم هم بیشتر است، فحش هم کمتر می‌خورم».
هرچند روابط عمومی وزارت اقتصاد بعداً این گفت‌وگو را ناشی از برداشت خبرنگار عنوان کرد اما این حرف‌ها چندان قانع‌کننده به نظر نمی‌رسید و مشخص نشد صحبت‌های طیب‌نیا درباره اینکه نمی‌خواهد در دولت بعدی وزیر باشد، چقدر غامض بوده که خبرنگار روزنامه شرق از آن برداشته شخصی کرده باشد؟!
غیر از وزیر اقتصاد، سیدحسن قاضی‌زاده هاشمی وزیر بهداشت دولت یازدهم نیز در فروردین ماه امسال گفته بود «به همه سیاسیون بگویید بعد از این دوره هم خیالشان راحت باشد، این آخرین حضور من در این عرصه است. به آقای رییس جمهور هم گفته‌ام که اگر چه که لیاقت نداشته‌ام ولی فقط همین دوره را در خدمتشان هستم.» در نمایشگاه مطبوعات امسال نیز وزیر بهداشت در پاسخ به این سئوال تکراری همین پاسخ را داد و گفت: بنده همیشه پایبند به صحبت‌هایم هستم، بنابراین وزیر بهداشت دولت دوازدهم نخواهم بود ولی تمام برنامه‌های وزارت بهداشت را کامل تحویل وزیر بعدی می‌دهم. با این وجود نکته جالب توجه این جا است که نه تنها وزرای دولت یازدهم علاقه‌ی خود را برای ادامه حضور در دولت  آینده را از دست دادند، بلکه حسن روحانی نیز پیش از این اعلام کرده بود که تمایلی به شرکت در رقابت های انتخاباتی ندارد. انباشت شدن مطالبات مردم، وعده های عملی نشده، افزایش رکود، افزایش بیکاری، افزایش ناگهانی قیمت دلار، آشکار شدن ناکارآمدی دولت در رفع بحران های احتمالی نظیر حجوم ریزگرد ها به خوزستان و نابودی منازل و زمین های کشاورزی در پی سیل سیستان و در یک کلام نارضایتی مردم، کافی بود که روحانی برای ورود مجدد به انتخابات دچار تردید شود. اگرچه پیش از این عبدالله ناصری در باره تردید روحانی برای استمرار بخشی به حضور خود در ریاست جمهوری گفته بود: «من معتقدم که تردید آقای روحانی تردید تبلیغاتی نبود و کاملا واقعی بوده است. به نظر من فشارهای روحی و روانی که بعد از برجام برای آقای روحانی ایجاد کردند شاید ایشان را به طور طبیعی به این جمع بندی رسانده که دور اول ریاست جمهوری را تمام کرده و کنار برود». با این وجود مسیح مهاجری گفته بود که با اصرار اطرافیان روحانی پذیرفته است که در انتخابات حضور داشته باشد.  به هر حال باید دید که با شرایط جدید و اعلام عدم تمایل برای حضور در وزارت خارجه دولت دوازدهم از سوی محمد جواد ظریف، آیا روحانی بازهم بخت خود را در انتخابات امتحان خواهد کرد؟

 


Page Generated in 0/0056 sec