printlogo


«ادبیات منقلی» و «از کوزه همان برون تراود که در اوست»

حجت الاسلام پناهیان هفته گذشته مهمان برنامه تلویزیونی جهان آرا بود. در ادامه بخشهایی از سخنان وی در این برنامه آمده است:


- در شیوه اداره جامعه توسط ولی، چه اولیاء خدا را در نظر بگیریم و چه حکومت خودمان را درنظر بگیریم که یکی از نائبان عام به‌عنوان ولی فقیه مسئولیت به‌عهده می‌گیرند، در این شیوه رهبر کلیت جامعه را اداره می‌کند. نه اینکه شخصاً مسئولیت تک‌تک عملیات مسئولان و مدیران را برعهده بگیرد. وقتی کلیت جامعه را اداره کرد، شبیه داوری که یک بازی را اداره می‌کند، وقتی داور زمین بازی را درست اداره کرد، این بازیکنان هستند که بازی را رقم می‌زنند و همه از رهبری انتظار دارند در درجه اول کنترل و مدیریت کلان بازی را برعهده بگیرد. اتفاقاً این تشبیه را یک‌بار مقام معظم رهبری در باره رهبریت به‌کار بردند که بسیار از اوقات رهبری در قامت یک داور است. رهبری چه‌وقت در جزئیات دخالت می‌کند؟ وقتی موضوع فوق‌العاده حساس شود. شیوه دخالت، مرحله‌بندی شده است. ابتدا تذکر می‌دهد، بعد در مقام توبیخ عمومی قرار می‌دهد، بعد دستور مشخص می‌دهد و دخالت می‌کند. رهبری هرچقدر بتواند با دستور مشخص و جزئی کمتری جامعه را اداره کند، موجب رشد جامعه خواهد شد. خود جامعه باید مدیران منتخب خودشان را کنترل و نظارت کنند و آرای خود را برای دفعات بعد اصلاح کنند. مردم وقتی به کسی رأی می‌دهند باید نتیجه رأی خود را ببینند.
کمک می‌کند برای اینکه تشخیص مردم بالا رود و در این راه سخنرانی می‌کند. یکی از شئون ولایت، سخنوری است. امیرالمؤمنین(ع) هم زیاد سخنرانی می‌کرد، به‌حدی که امام حسین(ع) در کربلا تا آمدند سخنرانی کنند، مخالفین ایشان گفتند این هم مثل پدرش زیاد حرف می‌زند، جلوی سخنرانی یعنی روشنگری او را گرفتند. پس این یک شیوه برای اداره جامعه است. چون مردم باید مسئولیت آرای خود را بپذیرند.   


- مروت سیاسی، ادب سیاسی، فرهنگ سیاسی اقتضا می‌کند مسئولان خیلی از شیوه‌های حرف‌زدن را کنار بگذارند. یک: تکه‌انداختن، دو: جدل کردن، سه: رفتار دفاعی داشتن؛ چهار: نیش زدن و تحقیر کردن و تمسخر کردن، اینها را کنار بگذارند، نقد عالمانه دارند باید مطرح کنند.
مسئولی که با ادبیات منقلی صحبت می‌کند می‌خواهد همه را آتش بزند. چرا؟ چون می‌گوید من در این آتش می‌توانم رأی بیاورم. گاهی باید از اینها بی‌اعتنا رد شد. گاهی باید بزرگوارانه برخورد کرد. گاهی باید حمل به صحت کرد. متأسفانه مطبوعات در این زمینه نقش بدی ایفا می‌کنند. مطبوعات می‌توانند تیترهای جنجالی و مخرب بزنند، وقتی تو رقیب سیاسی خود را این‌قدر تخریب می‌کنی، او هم برای تو چیزی نخواهد گذاشت. بالاخره یکی بزنی، یکی می‌خوری. در این تنش چه چیزی گیر کسی می‌آید؟ داستان مادر و مادرناتنی یادتان هست؟ مادر ناتنی حاضر است سر بچه بریده شود، مادر اصلی حاضر نمی‌شود. بعضی در عرصه سیاست مادر ناتنی هستند. می‌گویند حرف من به کرسی بنشیند، ولو حرف این بچه شنیده شود. رسانه نمی‌تواند خیلی از این حرف‌های تند و تیز را پخش کند. نقدهای آن حرف‌های تند وتیز را هم نمی‌تواند پخش کند وخوب هم است که رعایت می‌شود، ولی می‌شود سطح مطالبه مردم را از ادب بالا ببریم. باید روی «ادب مرد به ز دولت اوست» کار شود. الان در آستانه انتخابات هستیم. اگر کسی با آن لحن صحبت کرد باید تنها بماند. مردم ما مردم فرهنگ‌دوست و فرهنگ‌پذیر و مؤدبی هستند؛ ممکن است در بحث‌های قرمزته و آبیته تکه‌های آب‌داری به‌هم بیندازند، آنجا شوخی است، ولی مردم در باره انتخاب مرجع تقلید به‌هم تکه نمی‌اندازند، چرا؟ چون مراجع تقلید یک‌بار هم به‌هم تکه نینداختند. مراجع تقلید از همدیگر بابزرگواری یاد می‌کنند. لذا در صف نماز جماعت این آقا مقلد آن مرجع تقلید است و دیگری مقلد یکی دیگر از مراجع تقلید. اصلاً انتخاب مرجع تقلید تنش ندارد. اتفاق‌های خیلی قشنگی در جامعه می‌افتد. انتخابات باید درجامعه ما به‌آرامی انتخاب مرجع تقلید باشد. چه اشکالی دارد که دو نظر در کنار هم‌دیگر بنشیند. شرط اول این است که خود مسئولین و سیاست‌مداران با هم‌دیگر مؤدبانه رفتار کنند.


Page Generated in 0/0060 sec