printlogo


شناخت روش دشمنی آمریکا؛ تکلیف امروز ما
حجت الاسلام علی شیرازی

راه امام خمینی (ره)، راه نجات کشور و راه نجات ملت ایران و امت های اسلامی است. مهمترین مطلب از نظر آن امام عزیز، شناخت دشمن و فریب نخوردن از دشمن است. در مرام و اندیشه امام امت، مهم تر از شناخت دشمن، شناخت دشمنی و روش دشمنی کردن است. اگر ما بدانیم دشمن از چه راهی وارد می شود، حواس خود را جمع می کنیم و فریب دشمن را نمی خوریم.
با توجه به این مشخصه مهم از راه و خط امام است که امام خامنه ای 7 تیر 1378 فرمودند: «آنچه مهم است این است که جبهه اسلامی، جبهه دینی، جبهه انقلاب، جبهه امام که به آن جبهه خودی می گوییم ترفند دشمن را بشناسد؛ بداند که دشمن چه می کند و چه می خواهد بکند و هدفش چیست».
معظم له در 7 آذر 1369 نیز فرمودند: «دشمن برای ضربه زدن به انقلاب و اسلام، از یک راه نمی آید، از راه های مختلف می آید. باید چشمتان را باز کنید، متوجه باشید و دشمن را بشناسید. امام بزرگوار، این خطوط را برای ما درست مشخص کردند. هر چیزی که دیدید دشمن روی آن حساسیت نشان می دهد، شما هم روی آن حساس بشوید و بفهمید که دشمن از اینجا می خواهد رخنه کند».
امام امت به زیبایی روش دشمنی دشمنان و اهداف آنان را بیان کرده و راه را برای ما روشن کرده اند. امام خمینی (ره) می فرمودند: «الان یک جریانی در کار است... آن جریان انسان را از این معنی می ترساند که بخواهد به طور خزنده این کشور را باز هُل بدهد به طرف آمریکا، بخواهند از این راه پیش بروند؛ و این یک مسأله ای است که به قدری اهمیت دارد در نظر اسلام که اگر این احتمال را بدهید باید دنبال مقابلش بایستید. یعنی چیزهایی است که اگر انسان احتمالش را بدهد، یک احتمال صحیحی بدهد باید دنبال کند او را و به آن اعتراض کند. شما اگر احتمال بدهید، یک احتمال درستی که یک ماری الان در این اتاق دارد می لولد بلند می شوید می روید بیرون. احتراز از آن می کنید».(1)
آن عزیز سفر کرده می فرمودند: «پس وصیت برادرانه من در این قدم های آخرین عمرآن است که ای عزیزان که به اسلام عشق می‌ورزید، بیدار باشید و هوشیار که بازیگران سیاسی و سیاستمداران حرفه‌ای غرب و شرق زده و دست های مرموز جنایتکاران پشت پرده لبه تیز سلاح خیانت و جنایتکارشان از هر سو و بیشتر از هر گروه متوجه به شما عزیزان است؛ و می‌خواهند از شما عزیزان که با جانفشانی خود انقلاب را پیروز نمودید و اسلام را زنده کردید بهره گیری کرده و جمهوری اسلامی را براندازند؛ و شما را با اسم اسلام و خدمت به میهن و ملت از اسلام و ملت جدا کرده به دامن یکی از دو قطب جهانخوار بیندازند». (2)
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران همچنین می فرمودند: «این ابرقدرت ها ممکن است که بیست سال، سی سال یک کسی را در یک مقامی با یک وجهه ای حفظش کنند و نوکر آن ها باشد، لیکن مأمور باشد که به جهتی لباس ملی به خودش بپوشد... و بعد از این که مدت ها گذشت آن روزی که باید، از او استفاده کنند». (3)
آن حکیم متأله می فرمود: «این را بعید ندانید که یک نفر را ده سال، پانزده سال، بیست سال با یک صورتی نگه دارند، به یک صورت ملی، صورت دروغی ملی، صورت ملی کاذب نگه دارند، برای یک روز که به دردشان می خورد. ممکن است بیست سال یک کسی در مسجد نماز بخواند، عبادت به جا آورد، که یک روز برای آن ها کار کند». (4)
امام خمینی (ره) می فرمود: «قدرت های بزرگ چپاول گر در میان جامعه ها افرادی به صورت های مختلف از ملی گراها و روشنفکران مصنوعی و روحانی نمایان که اگر مجال یابند از همه پرخطرتر و آسیب رسان ترند ذخیره دارند که گاهی سی - چهل سال با مشی اسلامی و مقدس مآبی یا «پان ایرانیسم» و وطن پرستی و حیله‌های دیگر، با صبر و بردباری در میان ملت ها زیست می‌کنند و در موقع مناسب مأموریت خود را انجام می‌دهند. و ملت عزیز ما در این مدت کوتاه پس از پیروزی انقلاب نمونه‌هایی... دیده‌اند، و لازم است همه با هوشیاری این قسم توطئه را خنثی نمایند». (5)
آن محبوب دل ها و عزیز مهربان می فرمود: «توجه داشته باشید که شیاطین در بین همه طبقات منتشر شده اند که برای ارباب های خود راهی باز کنند. اینها می‌خواهند همان بساط سابق را اوج بدهند. شما توجه داشته باشید که آنها را در بین خودتان راه ندهید، دفع کنید آنان را... اینها دست نشاندگان آمریکا یا غیر آمریکا هستند، و اینها هستند که می‌خواهند باز ما را به آن اختناق و به آن وابستگی برگردانند». (6)
ما به این افراد «غیرخودی»می گوییم. امام خامنه ی در 8 مرداد 1378 در تبیین چهره غیرخودی ها فرمودند: «غیرخودی آن کسی است که از اوایل انقلاب در فکر ایجاد رابطه دوستانه با آمریکا بود». معظم له همچنین در 24 شهریور 1377 فرمودند: «کسانی که نگاهشان به دروازه های غرب و به خصوص همه این بیست سال را در مقابل انقلاب، در مقابل امام و در مقابل مردم ایستادند، حالا بیایند میدان دار صحنه شوند و بنا کنند گذشته این بیست سال، گذشته این انقلاب، گذشته این ملت و دوران امام را با اهانت و دروغ و تهمت
زیر سؤال ببرند؟!»
آن رهبر حکیم و روشنگر ژرف اندیش می فرماید: «همه سعی دشمنان اسلام و دشمنان این نظام این است که این ملت را نسبت به گذشته خود بی اعتقاد کنند؛ همان گذشته درخشان و متلألی بیست ساله؛ آن دوران ده ساله مشعشع حیات امام بزرگوار؛ آن دورانی که آن مرد الهی و معنوی و روحانی و نادر و حقیقتاً کم‌نظیر در تاریخ، در میان ما زنده بود، با ما حرف می زد، ما را راهنمایی می فرمود، چشم ها را خیره می کرد، دشمنان خود را به اعجاب و تحسین وا می داشت و با مهارت و قدرت، این ملت بزرگ را از دشوارترین گردنه‌های تاریخِ خود عبور می داد؛ آن دورانی که قاعده‌ای برای این ملت شد که بر اساس آن حرکت کند. می خواهند اینها را نفی کنند و از دست این ملت بگیرند. می خواهند اینها را در ذهن این ملت، محکوم کنند و محتاج اصلاح معرفی نمایند!» (7)
امام خامنه ای در 7 خرداد 1382 فرمودند: «صدها نفر از قبیل ما باید قربان اسلام شود، جانمان، مالمان، آبرویمان را بدهیم تا نظام اسلامی بماند و پایه های آن استوار شود. آنچه را که دشمن هدف گرفته، این است؛ باید به این موضوع توجه داشت. دشمن، سیاسی و سیاستمدار است؛ مغزِ طراحِ سیاسی دارد، فکر می کنند که چه کار باید بکند. یکی از طراحی ها این است که حرف آخر را اول نزنند؛ آرام آرام و به تدریج طلبکاری ایجاد کنند و طرف مقابل را وادار به عقب نشینی کنند. به مجردی که عقب نشینی کردید، طلبکاری دیگری شروع خواهد شد... فرض کنید فلان الحاقیه را قبول می کنید... شما باید ذره ذره عقب بنشینید؛ این حد یَقِفی ندارد. من این موضوع را بارها به بعضی از مسئولانی که دچار وسوسه و واهمه هایی بودند، گفته ام که حدّ یَقفِ فشار آمریکا کجاست؛ آن را مشخص کنید، که اگر به آن جا رسیدیم، دیگر بعد از آن هیچ فشاری علیه ما نخواهد بود. من عرض بکنم حد یقف کجاست؟ آن جایی است که شما - که چنین حقی را نه شما دارید، نه من - از طرف ملت ایران اعلام کنید که ما اسلام، جمهوری اسلامی و حکومت مردمی را نمی خواهیم؛ هر کسی که شما مصلحت می دانید، بیاید در این مملکت حکومت کند! این حد یَقِف است؛ اولِ اسارت مملکت. مگر می توانیم؟ من و شما مگر می توانیم مملکت را به دست دشمن بدهیم؟ مگر ما چنین حقی داریم؟ این ملت ما را برای این سرِ کار نیاوردند».
برخی بر اثر نفوذ فکر دشمن بر روی نگاه آنان، از روش دشمن غافل شده و راه را برای دشمن باز می کنند. گوش خود را به سمت زبان نوکران داخلی آمریک چرخانده اند و راهکار سازمان های جاسوسی ایالات متحده را عملی می سازند و زمینه را برای نفوذ بیگانگان در مراکز تصمیم سازی و تصمیم گیری فراهم می نمایند. حضرت علی (ع) می فرمایند: «اِحذَرُوا عَدوّا نَفَذَ فی الصُّدورِ خَفِیّا ، و نَفَثَ فی الآذانِ نَجِیّا؛ از آن دشمنی بپرهیزید که در سینه ها مخفیانه نفوذ می کند و در گوش ها آهسته فوت می نماید».
امام خامنه ای 20 اسفند 1394 فرمودند: «یکی از آماج های نفوذ مسئولانند... هدف این است که محاسبات مسئولان را عوض کنند و تغییر بدهند... وقتی نتیجه این بشود که فکر مسئولین و اراده مسئولین در مشت دشمن قرار بگیرد، دیگر لازم نیست دشمن بیاید دخالت مستقیم بکند؛ نه، مسئول کشور همان تصمیمی را می گیرد که او می خواهد».
دقیقاَ در همین راستاست که پیتر هارل، از پژوهشگران اندیشکده مرکز امنیت آمریکای جدید، به مقامات کاخ سفید سفارش می کند: «آمریکا باید یک استراتژی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند. آمریکا در این موضوع که قبل از انقضای توافق هسته‌ای، شاهد اصلاحات سیاسی در ایران باشد، یک منفعت و علاقه زیادی دارد». (8)
امروز تلاش دشمن در این راستاست و تلاش می کند نخبگان سیاسی کشور وبرخی مسئولین را در مسیر اهداف آمریکا هدایت کند و استحاله نظام را رقم بزند.
بنیاد دفاع از دموکراسی نیز در گزارشی صراحتاَ اشاره می کند: «ایالات متحده می بایست از فضای به وجود آمده از مذاکرات هسته ای با ایران استفاده کرده و شبکه حامیان غرب در ایران را فعال کند تا از این طریق، تغییرات سیاسی در ایران به وجود آورد».
تغییرات سیاسی یا تغییر محاسبات مسئولان ممکن است. تغییر محاسبات مسئولان با اشرافی گری و حب مال و مقام و فرزند و با گرایش های شهوانی ممکن است. تغییر محاسبات مسئولان با تغییر باورها و ارزش ها و تضعیف دین آنان ممکن است. تغییر محاسبات مسئولان با ایجاد خلل در دستگاه محاسبه عقلانی و ذهنی انسان و با خدشه در لُب و عقل آدمی ممکن است.
وقتی دستگاه محاسبه به هوی و هوس ها و به حب و بغض ها آلوده شد، اختلال پیدا می کند و انسان دچار خطاهای فاحش می شود. حضرت علی (ع) می فرمایند: «أصلُ الإنسانِ لُبُّهُ و عَقلُهُ و دِینُهُ؛ اصل انسان دستگاه محاسبه عقلانی و دستگاه محاسبه ذهنی (عقل) و دین است». این سه در کنار هم اساس انسانیت بشر را تشکیل می دهند. دین موجب می شود که انسان دارای لُب باشد. دین مثل یک راهنمای عاقل، انسان را هدایت می کند. دین دست عقل را می گیرد و مانع کج روی عقل می شود.
اگر ما پایه های اعتقادی خود را محکم کنیم، خداشناسی مان را کامل کنیم، اعتقادمان به قیامت را محکم کنیم، با نماز و راز و نیاز و دعا و مناجات و تضرع و اشک انس بگیریم، به خدا وصل بشویم، به اولیای الهی وصل بشویم، با قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه مأنوس گردیم، همه روش ها و طرح ها و اهداف دشمنان و استکبار جهانی را با شکست مواجه می سازیم.
علت کرنش در مقابل دشمنان، ضعف در دین است. علت سازش با آمریکا، خدشه دار شدن انسانیت آدمی است.
دنیاگرایی و ثروت اندوزی و اشرافی گری ما را به سمت سارش با غرب می برد. امام خمینی (ره) نمونه کامل انسانی وارسته و وابسته به خدا بود. به همین علت از هیچ قدرتی جز خدا نترسید و قدرت خدا را با خود همراه کرد. امام خامنه ای نیز نمونه دیگری از یک انسان کامل است که دنیای استکبار در برابر عظمت الهی او شکست خورده است.
پیروان خط و راه امام، به الگوهای انسانی اقتدا می کنند و هرگز غیرخودی ها را خودی نمی گیرند و با اشراف بر عرصه دشمن شناسی و شناخت ترفندهای دشمن، هر نگاه و طرح دشمن را در هم می ریزند و روش های خائنانه آمریکا را خنثی می کنند.
نوکرانی که آمریکا سال ها آنان را در آستین خود پرورش داده، هرگز توانایی اثرگذاری بر ذهن انسان های دیندار و انقلابی را ندارند. هرگز از جاسوسان شرق و غرب خط نمیگیرند و در زیر چتر نفوذ آنان واقع نمی شوند.
دستگاه محاسباتی دینداران خداخواه هرگز دچار خلل نمی گردد و پایه های نفوذ بیگانه ها و غریبه ها در میدان اصل انسانیت فرو می ریزد و آمریکا در برابر مردان شهادت طلب به التماس می افتد.
راستی خدای بزرگ چه کم دارد که پا در رکاب اوباما و ترامپ بگذاریم و دست گدائی مان را به سمت افرادی دراز کنیم که از نفوذپذیران بیچاره ترند؟!
کدام آدم عاقل خدا را با آمریکا عوض می کند و ره سازش با غرب را طی می کند؟! پا در رکاب امامین انقلاب اسلامی بگذاریم و کشور و ملت ایران و امت های اسلامی را از ننگ تسلیم برهانیم و راه عروج امت خمینی و خامنه ای را هموار کنیم و راه ورود ایالات متحده به کشورمان را مثل گذشته سد کنیم.

پی نوشت ها:
1-    صحیفه نور، ج  15، ص 3
2-    همان، ج 21، ص 193
3-    همان، ج 10، ص 183
4-    همان، ج 9، ص 64
5-    همان، ج 21، ص 189
7-    همان، ج 6، ص 18
8-    بیانات در دیدار کارگزاران نظام، 26 آبان 1377
 نفوذ در منتقدان، صفحه 27


Page Generated in 0/0049 sec