printlogo


فرصت عالی انتخابات و شناخت جریان نفاق
به صاحبان این یازده ویژگی رأی ندهیم
علیرضا معاف

فرازهای پایانی دعای افتتاح که معمولا در ماه مبارک رمضان قرائت می شود تعبیر روشنگر و آشکارسازی برای فضای سیاسی مومنانه دارد: اللهم انّا نرغب الیک فی دولة کریمه تعزّ بهاالاسلام و اهله و تذلّ بهاالنفاق و اهله. این بخش از دعای شریف فوق الذکر تحقق دولت کریمه را عامل و علت یک دوگانه کلیدی معرفی می کند: عزت اسلام و ذلت نفاق. نکته شنیدنی این دوگانه تقابل اسلام و نفاق در پرتو دولت کریمه است و نه تقابل اسلام و کفر. ذلت نفاق و اهلش که در تعارض و تقابل با عزت اسلام و اهلش بیان شده حکایت از لزوم افشاگری و معرفی نفاق و اهلش می کند تا مسیر عزت اسلام و اهلش تدارک و مهیا شود. معمولا مشخصات و مولفه های منافقان در زمان دولت ورزی و مدیریت حکومتی آسانتر و سهل تر شناخته می شود؛ چرا که منافق فطرتا افراطی است (هر چند اهل ایمان را به واسطه پافشاری بر اصول، تندرو و افراطی بخوانند) و معمولاً اهل نفاق تیر در تاریکی می اندازند و گرفتار گیسوان قدرت می شوند که پر از چین و چروکهای فریبنده است و در هنگامه مستی و سکر قدرت، بسیار اشتباه می کنند. سیاست برای اهل ریا و دورویی و نفاق نه عرصه ای برای نزدیکی به خدا بلکه معادله و صحنه ای برای قماربازی است. سیاست برای منافق حکم بازی پوکری را دارد که حدس می زنی، قواعد را رعایت می کنی، صبر می کنی و شاید ببری و شاید ببازی!

منافق گاهی برای کسب دنیا از دنیا کناره گیری می کند! و گاهی برای فتح قدرت، از ثروت می گذرد. منافق به غلط می اندیشد که «زر در ترازو» یعنی «زور در بازو» و به معادله تولید ثروت از قدرت و تولید قدرت از ثروت روی می آورد.

هرچند 4 سال گذشته نیز بهترین فرصت برای شناخت جریان غیرانقلابی درون نظام بود، اما در زمان انتخابات ریاست جمهوری که نماینده این جریان، با سخنان پی در پی و ارائه برنامه هایش، خود را در معرض رأی مجدد مردم قرار می دهد، فرصت مناسبی برای شناخت دقیقتر منافقان است. آیات قرآن و روایات متعددی به مومنان و مردم کمک می کند تا دچار فتنه ها و فریبهای اهل نفاق نشوند که اهم آنها را مرور می کنیم؛ اما پیش از مطالعه، تذکر سه نکته مهم در این باره بسیار ضروری است:

الف. برخی از این ویژگی ها اصلی و برخی فرعی هستند و باید ویژگی های فرعی را در کنار ویژگی های اصلی قرار داد تا به منافق بودن یک فرد پی ببریم. به عنوان مثال «خوب حرف زدن و عمل نکردن»، یکی از ویژگی های فرعی منافقین است؛ امّا به این معنا نیست که هر فرد سیاست ورزی که خوب حرف می زند، پس منافق است! بلکه این ویژگی در کنار ویژگی های مهمتر و اصلی مانند دروغ، خیانت، دوستی با دشمن و ... موجب می شود تا به منافق بودن فردی یقین حاصل کنیم. نباید به صرف وجود یک یا دو ویژگی در یک فرد، او را «منافق» دانست و معمولا استقرار نفاق در قلب و روح یک فرد، او را واجد خصوصیات متکثری می کند.

ب. بی شک آیات و روایات نفاق و ویژگی های منافقین بیش از این موارد است. آنچه بیان می شود، ویژگی هایی است که در «سخن گفتن» منافقین در نگاه اول قابل شناسایی است و در روزهای حساسی همچون ایام منتهی به انتخابات، بیش از پیش کاربرد خواهند داشت. ویژگی های رفتاری و غیر کلامی منافقین را نیز می توان به این موارد اضافه کرد.

ج. آیات استفاده شده در این نگاشته، (با مراجعه به تفاسیر و شأن نزول آیات)، همگی مربوط به منافقین یا مریض دلان سیاسی است که رفتارهای منافقانه دارند و مستندات بحث در تفاسیر موجود و مضبوط است.

اهمّ ویژگیها، مولفه ها و خصوصیاتی که «نفاق شناسی» را برای اهل ایمان آسان می کند بازخوانی و واکاوی می کنیم:

 

 1- دروغ گویی مستمر و مداوم

منافق اهل فتوت نیست، مرد میدانهای سخت و معماهای پیچیده نیست و بر خلاف ژست پیچیده بودنش، خیلی راحت دستش رو می شود.

«وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِینَ لَکاذِبُونَ؛ خداوند شهادت مى‏دهد که منافقان دروغگو هستند». (منافقون: 1؛ همچنین، بقره: 10 و توبه: 77)

رسول اعظم صلى الله علیه و آله نیز می فرمایند: «لِلُمنافِقِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: إذا حَدَّثَ کَذَبَ...؛ نشانه منافق سه چیز است: هرگاه ‏سخن‏گوید دروغ گوید...» (میزان الحکمة؛ ج‏12- عربى؛ ص346)

 

 2- وعده های غیرعملی دادن و خلف وعدهکردن 

منافق پهلوان پشمکی است که خود را منجی کشور و امت نشان می دهد. منافق مثل کُنده درخت سوخته و نم کشیده ای است که دیگر آتش نمی گیرد و هر چه فوت کنی، دودش در چشم می رود. معاویه صفتان گاهی دخترشان را با جهیزیه ای از طلا بر سر نیزه می کنند. منافق از واژه های بی بند و بار، ولنگار و بی سر و ته به راحتی بهره می برد و هرگز به عمل، ملتزم نیست.

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ * کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ؛ ای اهل ایمان! چرا چیزی می گویید که به آن عمل نمی کنید؟ * نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنى بگویید که عمل نمى‏کنید!» (صف:3-2؛ همچنین، توبه77-75)

پیامبراکرم (صلى الله علیه و آله): «لِلُمنافِقِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: ... وإذا وَعَدَ أخلَفَ... ؛ نشانه منافق سه چیز است: ...هرگاه وعده‏ دهد وفا نکند.» (میزان الحکمة؛ ج‏12- عربى؛ ص346)

 3- راضی نگه داشتن همه (هم انقلابی ها و هم غیر انقلابی ها)

منافق دافعه ندارد، فقط جاذبه دارد و دوست دارد همه، او را دوست داشته باشند.

«وَ إِذا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى‏ شَیاطِینِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ؛ و چون با کسانى که ایمان آورده‏اند برخورد کنند، مى‏گویند: «ایمان آوردیم»، و چون با شیطان هاى خود خلوت کنند، مى‏گویند: «در حقیقت ما با شماییم، ما فقط [آنان را] مسخره مى‏کنیم.» (بقره: 14؛ همچنین، نساء: 141، مائده: 53، عنکبوت: 10، حدید: 14)

امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: «کَثرَةُ الوِفاقِ نِفاقٌ؛ موافقت زیاد (نشانه) نفاق است.» (میزان الحکمة؛ ج‏12- عربى؛ ص349)

 

 4- ادعای «عقلانیت» در شعار ولی «سفاهت» در تدبیر اقتصادی

منافق ادعای عقلانیت دارد ولی در تدبیر امور اقتصادی سفاهت دارد. منافق با وجود آنکه اهل «تدبیر و برنامه ریزی و تلاش اقتصادی» نیست خود را مدبر و مدیر و عاقل جلوه می دهد و البته خروجی کارش، آسیب به مردم است.

«وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ؛ و هنگامى که به آنان گفته شود: «همانند (سایر) مردم ایمان بیاورید!» مى‏گویند: «آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟!» بدانید اینها همان ابلهانند ولى نمى‏دانند!» (بقره: 13)

 

 5- خوب حرف زدن (لفّاظی کردن)

انحراف از ارزشها مقدمه انحراف در ارزشها می شود و نهایتاً ارزش، ضد ارزش شده و جای معروف و منکر عوض می شود. منافق خوب لفّاظی می کند ولی ارزشها را نادیده می گیرد.

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا؛ و پاره‏اى از مردم (منافقان) کسانی اند که گفتار آنان در زندگی دنیا مایه اعجاب تو می شود.» (بقره: 204)

امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: «قَوْلُهُمْ شِفَاءٌ وَ فِعْلُهُمُ الدَّاءُ الْعَیَاءُِ؛ بیانشان در ظاهر درمان، گفتارشان شفابخش؛ ولى کردارشان درد بى‏درمان است.» (نهج البلاغه؛ خطبه 194)

 

 6- اشتیاق به دوستی با دشمن

بی شک تولی و تبری از اصلی ترین شاخصها و سنجه های شناخت مومن و منافق است.

«فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسارِعُونَ فِیهِمْ؛ کسانى را که در دلهایشان بیمارى است مى‏بینى که در (دوستى با آنان)، بر یکدیگر پیشى مى‏گیرند.» (مائده: 52؛ همچنین، نساء: 139 و 144 و مائده: 51)

 

 7- خرافی و غیر علمی دانستن وعده های الهی

منافق به وعده های الهی باور ندارد ولی به وعده ابلیس و شیطان دل می بندد.

«وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاَّ غُرُوراً؛ و (نیز) به خاطر آورید زمانى را که منافقان و بیماردلان مى‏گفتند: «خدا و پیامبرش جز وعده‏هاى دروغین به ما نداده‏اند!» (احزاب: 12؛ همچنین، انفال :49)

 

8- ترسیدن از حمله دشمن و خوف مستمر از توان دشمن

منافقان ناخواسته از نبرد با باطل و جنگ با دشمن می ترسند و خود را لو می دهند.

«فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَیْتَهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ تَدُورُ أَعْیُنُهُمْ کَالَّذِی یُغْشى‏ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ؛ و هنگامى که (لحظات) ترس (و بحرانى) پیش آید، مى‏بینى آن چنان به تو نگاه مى‏کنند، و چشمهایشان در حدقه مى‏چرخد، که گویى مى‏خواهند قالب تهى کنند!» (احزاب: 19)

9- ترساندن مردم از دشمن و ایجاد دوگانه «جنگ – صلح» برای جلب توجه مردم

کارویژه منافقان در هنگامه نبردها و جنگها، ایجاد خوف در توده های مردم است؛

«الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ؛ آنها کسانى بودند که (بعضى از) مردم(منافق)، به آنان گفتند: «مردم [لشکر دشمن‏] براى (حمله به) شما اجتماع کرده‏اند؛ از آنها بترسید!»» (آل عمران: 173؛ همچنین، احزاب: 13)

  10- زبان گزنده نسبت به ولیّ و مؤمنان انقلابی

منافق مترصد فرصتی است تا ولیّ الهی و مومنان را با زبان گزنده خود بخراشد و آزار دهد.

«فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوکُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ؛ وقتى حالت خوف و ترس فرو نشست، زبانهاى تند و خشن خود را با انبوهى از خشم و عصبانیت بر شما مى‏گشایند.» (احزاب: 19)

 

11- آسان جلوه دادن راه باطل خود و سخت جلوه دادن راه حق دیگران

منافق حق و باطل را جابجا معرفی می کند و راه آنها را نیز تحریف شده و واژگون ارائه می کند.

امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: «قَدْ هَوَّنُوا الطَّرِیقَ وَ أَضْلَعُوا الْمَضِیقَ؛ راه ورود به خواسته‏هاى خود را آسان، و طریق خروج از آن را تنگ و پر پیچ‏وخم مى‏سازند.» (نهج البلاغه؛ خطبه194)

 

منافق خود را گم کرده است. نسوالله فأنساهم انفسهم؛ بدترین مجازات الهی گم کردن خود است.

البته باید گفت شناخت منافقان برای اهل ایمان آسان است که فرمود:

اتقوا فراسه المومن فانّه ینظر بنورالله.

 


Page Generated in 0/0061 sec