printlogo


تشابهات رفتاری جریان تحمیل در دو قطعه تاریخی؛
از قطعنامه ۵۹۸ تا توافق هسته ای وین
محمدسعید ذاکری

شاید بهتر باشد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شروع کنیم. پذیرشی که در حقیقت با حکم حکومتی امام راحل به وقوع پیوست. اگر تاریخ را باز خوانی کنیم، دو جبهه مختلف در برابر این توافق وجود دارد، گروهی که با تمام قدرت به دفاع از توافق می پردازند و تا امروز نیز دست از این حمایت بر نمی دارند ولی گروهی دیگر، آنچنان موافق این توافق نبوده و تنها به دلیل فصل الخطاب شمردن نظر ولی امر خود، به حمایت از قطعنامه می پردازند اما هر از چند گاهی، صدای انتقاد آنها نیز به گوش می رسد. این انتقادات که گاهی به صورت موضعی خلاف مواضع امام تفسیر می شود، هزینه انتقاد را برای این گروه زیاد کرده و آن ها را در موضعی انفعالی قرار داده است به گونه ای که گاهی باعث شده این گروه، به تأویل انتقادات خود و مطابق سازی انتقادات خود با نظر امام بپردازند. نکته قابل توجه در این جریان این است که دلیل این تفسیر های گوناگون از هر دو جبهه چیست؟ اولین چیزی که به نظر می رسد همین شیوه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ است که هر دو گروه را به نوعی در موضع حق قرار می دهد. باید به صورت مبسوط تر به این مطلب پرداخت، امام قبل از پذیرش قطعنامه به گزارشاتی اشاره می کنند که از برخی مسئولین نظام به دست ایشان رسانده اند و طبق این گزارشات، ایران دیگر توانایی عملیات نظامی به صورت گسترده را ندارد. اما این گزارش ها همه از طرف همان طیفی است که پذیرش قطعنامه را پیروزی خود می دانند.اما در طرف مقابل هیچ صدایی به گوش نمی رسد یعنی در حقیقت هیچ مکانیزمی که بتواند نظرات طرف مقابل را نیز ابراز بدارد نیست، مجلس نیز به عنوان نمایندگان مردم در این موضوع هیچ دخالتی ندارد، چون فضا به گونه ای طراحی شده است که تنها دولت به عنوان طرف مذاکره کننده قدرت تغییر معادلات را در دست داشته باشد. و در نتیجه امام به عنوان فصل الخطاب قطعنامه را به عنوان جام زهری می نوشد و مخالفان پذیرش، تنها در انتقاد، می توانند به جام زهر بودن توافق بسنده کنند اما هیچ قدرتی در عملیاتی کردن انتقادات خود ندارند. آنچه امروز نیز در توافق وین مشاهده می کنیم در حقیقت همان شکل و طرح گذشته را دارد با یک تفاوت که توضیح خواهیم داد. اگر قدری به قبل بازگردیم مشاهده خواهیم کرد که دولت و رسانه های حامی او به عنوان طرف مذاکره کننده با تمام قدرت فضا را به گونه ای طراحی می کنند که هزینه انتقاد را به هر طریقی افزایش دهند، او قبل از توافق با بیان این که جزئیات توافق تحت نظر رهبری است و گاهی با بیان حمایت های رهبری از تیم مذاکره کننده، مخالفان را ساکت می کنند و هزینه انتقاد از توافق را به اندازه مخالفت با دیدگاه های رهبری بالا می برند. اما رهبری معظم انقلاب در اولین گام با بیان خطوط قرمز نظام، معیاری برای سنجش توافق خوب ارائه دادند که تمام راه های برون رفت از سنجش توافق را برای آنان بستند و راهی گشودند که منتقدین بتوانند به بیان دیدگاه های خود بپردازند.اما پس از توافق نیز دولت راهکارهای مختلفی را پیش گرفت تا اینگونه وانمود کند که پذیرش توافق نه یک تصمیم از طرف دولت بلکه یک تصمیم ملی و مورد قبول رهبری و بقیه ارکان نظام است.او با ارسال تبریک های پی در پی و پیروزی خواندن این توافق و گاهی نیز با تهدید منتقدین، این پازل خود را نیز تکمیل می نمود، اما این پازل، که با تمام هنرمندی به قطعه های پایانی رسیده است، نمی تواند اتمام خود را جشن بگیرد. آنچه موجب می شود که این پازل به سر انجام نرسد، تدبیر رهبری است که قبول توافق را موکول به تصویب آن در مراجع قانونی کردند. این نکته در حقیقت علاوه بر این که پازل نیمه ساخته را بی پایان گذاشت بلکه از ریشه آن را بر هم زد. طرف موافق پس از فضاسازی های گوناگون و فریاد پیروزی خود تصور می کرد با به وجود آوردن فضایی یک طرفه، می تواند پذیرش توافق خود را مانند توافق ۵۹۸ از راه های فراقانونی به دست آورد، و یا هزینه های مخالفت با آن را آنچنان بالا ببرد که نظام با بررسی این هزینه ها، به راحتی به پذیرش توافق تن دهد. اما جمله رهبری تمام این تلاش ها را بی پایان گذاشت. اما یک نکته که هنوز جای بررسی دارد این است که کدام مرجع قانونی صلاحیت رسیدگی به این توافق را دارا خواهد بود؟ آیا در قانون اساسی مرجعی برای بررسی توافقات بین المللی شناسایی شده است؟ با توجه به این که توافق هسته ای ذیل قطعنامه شورای امنیت مطرح شده است آیا اصلاًً جایی برای بررسی آن وجود دارد یا اینکه باید در حقیقت پازل دولت را کامل شده بدانیم و رجوع توافق به شورای امنیت را سدی در برابر تأثیر انتقادات منتقدین توافق بدانیم و انتقادات را به عنوان بیاناتی که تنها جنبه تاریخی دارند و در ارزیابی های آینده ما مؤثر خواهند بود قلمداد کنیم؟ آینده پاسخ این سئوال را مشخص خواهد کرد.
 


Page Generated in 0/0056 sec